كه مردم را به استمرار روند حركت خود به سمت هدف آسمانى كه خدا واجب ساخته ، وادارد و امام عليه السّلام پس از وفات نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم رأسا كار خود را بر اين محور آغاز نمود ، چنانكه از مسئوليت خويش در قبال اين امر اينگونه سخن مىگويد :
« لولا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود الناصر ، و ما أخذ اللّه على العلماء أن لا يقارّوا عل كظّة ظالم و سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها » ؛ « 1 »
به خدا سوگند ! اگر نه اين بود كه جمعيتى انبوه پيرامونم را گرفته و به ياريم قيام كردهاند و اگر عهد و پيمانى كه خدا از دانشمندان هر جامعه گرفته ، نبود كه در برابر شكمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند ، مهار شتر خلافت را رها مىساختم .
امام عليه السّلام براى بسيج مسلمانان دست به تلاش زد ، ولى به علل و اسبابى نتوانست بدين موفقيّت دست يابد . از جمله :
1 . امت اسلامى از مصيبت روز سقيفه و توطئههاى سياسى آن و حركتهاى اشتباهى كه واقعيت آنها بر بخش عظيمى از مردم پوشيده بود ، آگاهى نداشتند .
2 . مردم ، از قدرت درك نقش و مسئوليت امام و امامت برخوردار نبودند و آن را خواستهاى شخصى و هدفى فردى مىپنداشتند ولى حقيقت اين بود كه رويارويى امام عليه السّلام با حكّام و فرمانروايان ، برخاسته از آگاهى مكتبى الهى اسلامى و مديريتى صادقانه بود تا رسالت الهى را آنگونه كه خدا تشريح فرموده بود ، پيراسته و به دور از هر كژى و انحراف ، استمرار بخشد و هرچه را
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه خطبهء شقشقيه .