ج - تساوى در برابر حكم خدا
امام عليه السّلام از اجراى احكام اسلام در دوران خلفاى قبل از خود ، غافل نبود .
زمانى كه ديگران در داورى و قضاوت درمىماندند آن بزرگوار به حق و دادگرى ، فصل خصومت مىنمود . به مجرد اينكه حضرت زمام امور دولت را به دست گرفت ، برجستهترين نوع عدل و داد را ارائه داد و با آشكار ساختن عدالت آيين الهى و قدرت اسلام به ايجاد دولتى داراى آزادى و امنيت و عدالت ، روشنترين طريق حق و حقيقت را پيمود .
در زندگى امام عليه السّلام به موارد بسيارى از اين قبيل امور برمىخوريم .
حضرت از اين كه قانون را بر ضد خود و خانواده و يارانش اجرا كند ، پروايى نداشت . آن بزرگوار در مورد زرهاى كه فردى يهودى گم كرده بود به اتفاق شاكى نزد شريح قاضى رفت تا ميان آنان داورى كند . « 1 »
احكامى كه امام عليه السّلام در قضاوت و داورى صادر مىكرد برخاسته از ژرفاى دين و احاطهء علمى آن بزرگمرد به امور دينى و دنيايى و بيانگر عصمت در انديشه و عمل آن حضرت بود .
2 . سازماندهى ادارى و بازگرداندن قدرت مركزى دولت .
امام عليه السّلام فرمانداران عثمان را بر كنار و فرماندارانى كه شايستهء انجام اين مسئوليت بوده و از اعتماد مردم برخوردار بودند ، به جاى آنان گمارد ، عثمان بن حنيف انصارى را به جاى عبد اللّه بن عامر به بصره اعزام نمود و عمارة بن
هامش
( 1 ) . سنن كبرى 10 / 136 ، تاريخ دمشق 3 / 196 ، مواضعى كه امام عليه السّلام در اين راستا اتخاذ فرمود ، در تعدادى از منابع از جمله اغانى 16 / 36 ، البداية و النهاية 8 / 4 ، كامل ابن اثير 3 / 399 ، صواعق المحرقه 78 آمده است .