بايد به حق رهنمون شوم و سپس اظهار داشت : اگر من براى خود جانشينى برگزينم به اين دليل است ، فردى كه - ابو بكر - بهتر از من بود نيز اين كار را انجام داد و اگر از آن بگذرم براى اين است ، آنكه از من برتر بود - پيامبر - نيز چنين كرد « 1 » و سپس در فقدان برخى افرادى كه در طريق رسيدن به خلافت با او تشريك مساعى داشتند ، اظهار تأسف كرد و گفت : اگر ابو عبيده حيات داشت او را جانشين خود مىساختم زيرا وى امين بود و اگر سالم غلام ابو حذيفه زنده بود ، او را جانشين خويش قرار مىدادم زيرا وى شديدا دوستدار خدا بود .
به او گفته شد : اى امير المؤمنين ! براى خود جانشينى تعيين كن ؛ گفت :
تصميم داشتم پس از سخن گفتن با شما ، در اين زمينه بينديشم و كسى را كه از همهء شما سزاوارتر است به جانشينى خود برگزينم تا شما را به حق رهنمون سازد - و به امام على عليه السّلام اشاره كرد - ولى وقتى از هوش رفتم در خواب ديدم مردى وارد باغى كه خود درختانش را كاشته بود ، شد و كليهء ميوههاى نارس و رسيدهء آن را چيد و جمعآورى كرد سپس زير پاى خود قرار داد دانستم كه خداوند بر كار خود چيره است و روح عمر را قبض خواهد كرد ازاينرو ، من قصد دارم گروهى را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مژدهء بهشت به آنان داده در زندگى و پس از مرگ بر شما بگمارم آنان عبارتند از : على ، عثمان ، عبد الرحمان ، سعد ، زبير بن عوام و طلحة بن عبيد اللّه ، اين جمع بايد يكى از خود را به خلافت برگزينند و در اين صورت همه بايد از او پشتيبانى و حمايت كنند . « 2 »
عمر دستور داد : آن شش تن را در محلى نگاه دارند تا در سه روز ، يكى از
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة 41 . قبلا ملاحظه كرديد كه به گفتهء آقايان پيامبر جانشين تعيين نكرد . . . در صورتى كه آن حضرت جانشين خود را به طور مكرر ، در يوم الانذار و غدير خم و ديگر موارد ، معين فرموده بود .
( 2 ) . تاريخ طبرى 3 / 293 چاپ مؤسسهء اعلمى ، كامل ابن اثير 3 / 66 .