دوران ابو بكر داشت ، انجام وظيفه نمود زيرا ضرورت ، چنين اقتضايى داشت از سويى با گسترش قلمرو سرزمين اسلامى رخدادهاى تازه و غير منتظرهاى به وجود آمده بود كه خليفهء جديد و تمام صحابهء همفكرش از حل آنها عاجز و ناتوان ماندند و جز از ناحيهء فردى كه خدا او را از گناه و اشتباه مصون داشته بود ، راه حلّى براى آنها نمىيافت . ازاينرو ، عمر حقيرانه در برابر امير المؤمنين عليه السّلام مىايستاد و به نظرات او احترام قائل مىشد و حكم و فرمان او را به اجرا درمىآورد به نحوى كه نقل شده وى مكرر و در موارد بسيار دشوار مىگفت : خداوند مرا به مشكلى كه ابو الحسن در كنارم نباشد ، گرفتار نسازد « 1 » .
روايت شده ، عمر خواست زن ديوانهاى را به اتهام زنا سنگسار كند كه امام عليه السّلام داورى عمر را مردود و حديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را به وى يادآور شد كه . . . « قلم از سه گروه برداشته شده : ديوانه تا زمانى كه بهبودى يابد ، انسانى كه به خواب رفته تا بيدار شود و كودك تا خوب و بد را تشخيص دهد » در اينجا عمر گفت : اگر على نبود ، عمر به هلاكت رسيده بود . « 2 »
نمودارى از رفتار عمر « 3 »
1 . وى با درشتى و خشونت با مردم رفتار مىكرد و با إعمال زور و قلدرى به گونهاى عمل مىنمود كه بيگانه و خودى از او بيمناك و ترسان بودند . از جمله موارد رفتار خشونتآميز عمر مىتوان به ماجراى زن باردارى كه جهت
هامش
( 1 ) . اسد الغايه 4 / 22 ، التهذيب 7 / 296 ، تاريخ دمشق 3 / 39 حديث 1071 ، رياض النضره 2 / 197 ، كنز العمال 5 / 832 .
( 2 ) . تذكرة الخواص 87 كفاية الطالب 96 ، فضائل الخمسه من الصحاح السته 2 / 309 .
( 3 ) . به كتاب نض و اجتهاد سيد شرف الدين 148 مراجعه شود