ايرادات شورا
نظام شورايى كه عمر آن را بنيان نهاد ، عارى از صحت بود و در روند حركت آن تناقض ديده مىشد ، و در آن امورى را ملاحظه مىكنيم كه اين نظام را از دقت و واقعگرايى دور مىسازد ، به عنوان مثال :
1 . نامزدهاى شورا طبق موازين انتخابات ، به امتياز برتر ، دست نيافتند زيرا مردم در امر كانديدا كردن و انتخابات ، شركت نداشتند ، به همين دليل اطلاق شورا بر اين نظام سخنى گزاف است ، چون در اين ( به اصطلاح ) شورا تنها يك تن براى جمعى كانديدا شده بود تا وى را بر امت تحميل كنند ، از اين جا بود كه عمر با تهديد به قتل و زور اسلحه ، آنان را به گردهمايى و تعيين يك تن از ميان خود فرا خواند .
2 . تركيب شخصيتها و طرز تفكرات اعضاى شورا با يكديگر متفاوت بود و هريك نظر شخصى خود را اعلان مىكرد . بنابراين ، چگونه ممكن بود رأى آنان بيانگر رأى امت باشد ؟ از طرفى پس از شورا ، اختلافاتى ميان آنان بروز كرد كه تفرقه و پراكندگى مسلمانان را به دنبال داشت . « 1 »
3 . عمر در گزينش اعضاى شورا ، خود به تناقضگويى گرفتار شد زيرا او در سقيفه مدعى شده بود كه خلافت مربوط به قريش است و بر آن پافشارى كرده بود ، در صورتى كه ملاحظه مىكنيم وى در اينجا در آرزوى حيات و زندگى « سالم » غلام آزاد شدهء ابو حذيفه است تا او را به جانشينى خويش برگزيند .
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف 5 / 57 ، تذكره الخواص 57 ، النص و الاجتهاد 168 .