تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
از سويى او اعضاى شورا را با اين ادعا كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از آنان خرسند بوده و يا اهل بهشت‌اند ، از ميان ديگر صحابه گزينش كرد ولى ناسزاهايى را به آنان نسبت داد كه با رضايت پيامبر از آن‌ها و با كسانى كه اهل بهشت‌اند همخوانى نداشت . پس از آن عمر به صهيب فرمان داد سه روز با مردم نماز بگزارد ، چون به نظر وى نماز گزاردن با مردم ارتباطى به خلافت نداشت و از لوازم آن به شمار نمىآمد ، ولى همين شخص كه روز سقيفه جهت به خلافت رسيدن ابو بكر به مبارزه پرداخت ، نماز مورد ادعايش نخستين دليل او در شايستگى ابو بكر به خلافت ، تلقى مىشد . 4 . عمر خواست على عليه السّلام را به جانشينى برگزيند زيرا وى مردم را به راه صحيح و روشن رهنمون مىشد ولى به سبب رؤيايى كه ديد از جانشينى امام عليه السّلام منصرف شد گويى وى با اين كار خواست در مقام و منزلت و شايستگى امام عليه السّلام خدشه وارد سازد . 5 . عمر گفت : دوست ندارم مسئوليت خلافت را در زندگى و پس از مرگ بر عهده گيرم ، ولى خود از اين امت بزرگ ، تنها شش تن را معين و با اين عمل ، خود را مسلط بر امت و مقدرات آن‌ها نشان داد . 6 . به نظر مىرسيد گزينش اعضاى شورا از قبل به گونه‌اى طراحى شده بود تا به احتمال قوى ، خلافت به عثمان برسد نه به امام على عليه السّلام كه از ناحيهء خدا و رسول او شايستگى پيشوايى مردم را دارا بود ، كانديدا كردن طلحه براى شوراندن كينه‌توزىهاى قبيلهء تيم ، انجام پذيرفت ، زيرا امام عليه السّلام در دوران خلافت ابو بكر ، رقيب و مخالف او به شمار مىآمد و اكنون نيز با طلحه كانديداى جديد خلافت در رقابت بود و نامزدى عثمان به جهت تثبيت كينه‌توزىهاى بنى اميه و برانگيختن احساس قدرت‌خواهى و جاه‌طلبى آنان