خود را برگزينند و كسى را كه با اكثريت و يا با گروهى كه عبد الرحمان بن عوف در آن است ، به مخالفت برخيزد ، گردن بزنند و فرمان داد صهيب رومى سه روز با مردم نماز بگزارد تا مسلمانان خليفهاى براى خويش تعيين كنند و از بزرگان انصار خواست بىآنكه نقشى در اين ماجرا داشته باشند ، در آن محل حضور يابند « 1 »
وقتى اعضاى شورا نزد عمر حاضر شدند ، وى به گونهاى نكوهش آميز آنان را مورد انتقاد قرار داد . در اين سخنان دلالتى بر راهنمايى و ارشاد صحيح به چشم نمىخورد تا در راستاى انتخابى كه بتواند مسلمانان را از بحران موجود خارج كند ، آنان را يارى دهد .
وى گفت : اى سعد به خدا سوگند : تو با اين كه مرد جنگى ، ولى به جهت درشتخويى و خشونتت تو را به جانشينى خود برنمىگزينم ، اى عبد الرحمان ! تو فرعون اين امتى ، اى زبير ! تو هرگاه خرسند باشى به افراد با ايمان مىمانى ، ولى خشمى چون كافران دارى و طلحه را به خاطر كينهتوزى و تكبرش « 2 » به اين كار انتخاب نخواهم كرد ، اگر او به خلافت برسد ، انگشترش را در انگشت همسرش مىكند . و تو عثمان ! به جهت حزبگرايى و طرفدارى از فاميل و خاندانت تو را به اين كار برنمىگزينم و اى على ! تو را به خاطر علاقهاى كه به خلافت دارى براى اين كار انتخاب نمىكنم ولى تو از همه سزاوارترى و اگر به خلافت برسى مردم را به حق آشكار و راه راست ، رهنمون مىگردى . « 3 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 3 / 294 . . . . ، طبقات ابن سعد 3 / 261 ، الامامة و السياسة 42 ، كامل ابن اثير 3 / 68
( 2 ) . طبق نقل عمر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم اين افراد چگونه اهل بهشتاند در صورتى كه عبد الرحمان ، فرعون اين امت است و طلحه كينهتوز و متكبر است و زبير در حالت خشنودى مؤمن ، و در حالت خشم ، چون كافران است ؟
( 3 ) . الامامة و السياسة 43 .