پيمان برادرى خويش با رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، با آنان به احتجاج پرداخت و هم چنان از حق خويش دفاع نمود و در اين راستا همسرش زهراى مرضيه عليها السّلام بانوى بانوان در كنار شوهر در صدد بازپسگيرى هداياى خود و حق خلافت شوهر ، برآمد .
اغلب راويان آوردهاند : پس از بيعت مردم با ابو بكر ، ابو سفيان با سخنانى هيجانى ، پشتيبانى خود را از على عليه السّلام اعلان كرد و مخالفانش را مورد تهديد قرار داد و گفت : به خدا سوگند ! مدينه را از سواره و پياده پر خواهم كرد ، البته بر امام على عليه السّلام پوشيده نبود كه ابو سفيان با اينكار قصد جنگافروزى ميان مسلمانان دارد تا فتنه و آشوب را دامن بزند شايد براى وى و امثالش كه شرك و نفاق را در دل نهان ساختهاند ، فرصتى به وجود آيد و در آن گير و دار به اهداف خصمانهء خود نسبت به اسلام و پيروان آن كه ابو سفيان بيست سال با آنان جنگيد ، دست يابند وى كه سالها با مسلمانان مبارزه كرد سرانجام خود و همسرش هند جگرخوار آنگونه كه ميان مسلمانان معروف است در سال فتح مكه و در تنگناترين موقعيت ، بسان فردى شكست خورده و از همه جا درمانده ، مجبور به ورود در جرگهء مسلمانان شدند ولى حقد و كينههايى به دل داشتند كه گاهگاهى خود را نشان مىداد .
در روايت طبرى و ابن اثير در كامل ، آمده است كه : امير المؤمنين عليه السّلام ابو سفيان بن حرب را مورد نكوهش قرار داد و فرمود :
ابو سفيان ! به خدا سوگند ! تو با اينكار هدفى جز ايجاد فتنه و بلوا ندارى و سالها بد خواه اسلام بودهاى و ما نيازى به يارى تو نداريم . « 1 »
هامش
( 1 ) . سيرة الائمة الاثنى عشر 1 / 260 - 297 .