تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
عمويش عباس ، به او گفت : [ على جان ! ] دستت را بده تا با تو بيعت كنم ، اگر چنين كارى صورت گيرد مردم مىگويند عموى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم با پسر عموى پيامبر بيعت كرده و در اين صورت حتى دو تن نيز در مورد بيعت با شما به اختلاف نمىپردازند . على عليه السّلام فرمود : عمو جان ! آيا واقعا كسى غير از من نيز سوداى رسيدن به خلافت دارد ؟ عباس در پاسخ گفت : پى خواهى برد . امام عليه السّلام فرمود : عمو جان ! من دوست ندارم مردم پشت درهاى بسته با من بيعت كنند . طبيعى بود وقتى امام عليه السّلام و همراهان از اين رخداد بزرگ اطلاع حاصل كرده مات و متحير شدند چراكه با چشم خود ديدند ابو بكر را مانند داماد با شادى و هلهله به مسجد مىبرند و جنازهء مقدس رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در جمع خانواده‌اش روى زمين قرار دارد و همسرانش در انتظارند تا پيكر پاك او تجهيز و مراسم خاك‌سپارى وى انجام پذيرد ، از سويى باخبر شدند كه ابو بكر در مناقشه با انصار مخالف خويش ، به خويشاوندى خود با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و سابقهء گرويدن به اسلام ، استناد كرده است . در چنين وضعيتى امام عليه السّلام هرچند به صحت و درستى ادلهء مهاجران اعتقاد نداشت ولى مىبايست آنان را موظف به پذيرش موضوعى بنمايد كه خود ، انصار را به پذيرش آن وامىداشتند . امام عليه السّلام قادر بود ده‌ها دليل بىچون‌وچرا براى آنان اقامه نمايد و اين كار در صورتى امكان داشت كه آنان به سخنان منطقى حضرت گوش فراداده و دلايلى كه وى اقامه مىكرد ، آنان‌را از انجام عملى كه به طور جدّى پىگير آن بودند ، بازمىداشت . با اين همه ، امام عليه السّلام با همان دليلى كه مهاجران بر انصار فايق آمدند و با استناد به سخنان و تصريحات رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در مورد خود و سابقهء درخشان و جهاد و مبارزه و
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 159 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى