ادعاى عمر بوده است . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم نه انجام كارى را به ابو بكر سفارش كرده و نه او را در جايگاهى قرار داده كه برايش امتيازى بر ديگران تلقّى شود و اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در غزوهء ذات السلاسل ، ابو بكر را در رأس گروهى از گشتىها اعزام نمود و يا پرچم را در روز خيبر به او سپرد ، [ به گواه تاريخ ] در همهء موارد ياد شده ابو بكر با شكستى مفتضحانه بازگشت و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در روزهاى پايانى عمر شريف خود كه زمان رحلتش را نزديك مىديد ، تصميم گرفت او و عمر بن خطاب را به عنوان سربازان سپاه اسلام به فرماندهى اسامة بن زيد كه حداكثر ، بيش از بيست سال از سن او نمىگذشت ، از مدينه بيرون كند .
ولى در مورد نمازى كه ابو بكر برخى روزها در دوران بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم با مردم بهجا آورد و ابو عبيده در سخنان خود با انصار بدان اشاره كرد ، بايد گفت : با اينكه امامت در نماز همواره عملى رايج بوده و هست و كوچك و بزرگ و اهل فضل و كمال و نيز بىبهرهگان از علم و دانش ، عهده دار آن مىشدهاند ، بر فرض كه چنين اتّفاقى افتاده باشد ، موجب فضيلت ابو بكر بر هيچيك از مردم نمىشود و چنين عملى از ويژگىهاى پيامبران و اولياء و شخصيتهاى برجسته و با قداست ، بهشمار نمىآيد ، از سويى چون رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در وضعيتى بسر مىبرد كه نمىبايست بستر خويش را ترك گويد ، عايشه از پيش خود پدرش را براى اقامهء نماز با مردم فراخواند ولى زمانىكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از ماجرا آگاه شد با تكيه بر دست على عليه السّلام و عباس با حال تبدار از منزل خارج شد و ابو بكر را از محراب خويش كنار زد و خود با اينكه از شدّت درد و بيمارى رنج مىبرد ، با مردم نماز گزارد .
شگفتآور است مسألهاى را كه عقل و منطق پذيراى آن نيست ، جمعى از علما و ارباب حديث اهل سنّت براى ابو بكر فضيلتى تلقى مىكنند كه وى را
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: منذر حكيم
ص١٥٦