خزرجيان از جا جسته و با ابو بكر بيعت نمودند و پس از آنان اسيد بن حضير و أوسيان همراهش ، بيعت كردند و با سر دادن شعار به سود ابو بكر از سقيفهء بنى ساعده بيرون آمدند و در مسير راه به هركس مىگذشتند دست او را گرفته و به دست ابو بكر مىكشيدند و هركس سرپيچى مىكرد ، عمر بن خطاب او را با تازيانه مورد ضرب و شتم قرار مىداد و با گرد آمدن هواداران خليفه اطراف آن فرد وى را مجبور به بيعت مىكردند و بدينسان ، بيعت با ابو بكر بهطور ناگهانى و غافلگيرانه با بيشتر مردم انجام پذيرفت .
از مجموع مطالب ياد شده بهخوبى روشن مىشود كه طرح و نقشهء دور ساختن على عليه السّلام از حكومت و دستيابى ديگران به آن ، آنگونه كه از قرائن و شواهد پيداست ، يك ساعته به وجود نيامده بود و موضعى را كه انصار به رهبرى سعد بن عباده اتخاذ كردند ، ناخودآگاه و بدون آمادگى قبلى صورت گرفت ؛ چنانكه اين معنا از اختلاف و نقطه نظرات مخالفى كه با يكديگر داشتند پديدار بود ؛ همچنين مشخص شد كه ابو بكر و عمر بن خطاب و ابو عبيدهء جراح به عنوان سران حزب قريش ، همان كسانى بودند كه براى دست يا بى به خلافت و دور ساختن على بن ابى طالب عليه السّلام از آن عرصه ، به نقشه و توطئه دست زده بودند و قوىترين دلايل آنان در برابر انصار تنها دو دليل بود :
1 . مهاجران ، نخستين گروندگان به اسلاماند .
2 . نزديكترين خويشان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بهشمار مىآيند .
اين سردمداران پس از اقامهء اين دليل و برهان ، در حقيقت به محكوميت خويش سخن گفتند زيرا به ادعاى آنان اگر قرار بود خلافت با قدرت شمشير و اسلام آوردن و خويشاوندى نزديك به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به كسى تعلق بگيرد ، تنها على عليه السّلام شايستگى چنين معنايى را داشت ، چون به اتفاق همهء مسلمانان ،
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: منذر حكيم
ص١٥٣