موضعگيرى ابو بكر و هوادارانش ، احساسات آنان را برانگيخته بود و براى تبادل نظر پيرامون سرنوشت و آيندهء خلافت ، در سقيفه بنى ساعده گرد هم آمده بودند ، به گفت و گو پرداخت . ابو بكر و رفقايش بسان كسى كه از موضع قدرت سخن بگويد و بخواهد خويشتن را هرچند با اين نوع وارونه جلوه دادن حقايق و سخنان فريبكارانه - بر ديگران تحميل كند - با مردم سخن گفتند .
پاسخ عمر به ابو بكر ، بر همين معنا دلالت دارد ، وقتى ابو بكر به مردم گفت : مىتوانند با عمر بن خطاب و ابو عبيده بيعت كنند ، عمر فورا در پاسخ ابو بكر گفت : تو زنده باشى و چنين كارى انجام پذيرد ؟ كسى حق ندارد مقام و مرتبهاى را كه رسول خدا برايت ارزانى داشته ، ناديده بگيرد . « 1 »
اين پاسخ ، حاكى از برنامهريزى و توافق قبلى آنان بر شيوهاى بود كه بيعت ، با ابو بكر انجام پذيرد و همزمان با اين ، عمر بن خطاب مىكوشيد با اين سخن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ابو بكر را به جانشينى خود برگزيده ، افكار عمومى را منحرف ساخته و در بوتهء ابهام نگاه دارد . از اينرو ، عمر به ابو بكر گفت :
كسى حق ندارد مقام و منزلتى را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به تو ارزانى داشته ناديده بگيرد با اينكه تاريخنگاران قديم و ارباب حديث و راويان مورد اعتمادى كه به بيان زندگى رسول خدا پرداخته و احاديث آن حضرت را براى نسلهاى بعد روايت نمودهاند ، هيچيك ادعا نكردهاند كه نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم حتى - با اشارهاى دور - به مقام و منزلتى كه عمر بن خطاب مىكوشيد آن را براى ابو بكر اثبات كند ، كلمهاى گفته باشد ، بلكه برخورد پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم با ابو بكر برعكس
هامش
( 1 ) . شرح ماجراى سقيفه را در تاريخ ابن هشام 4 / 334 - 335 ، تاريخ طبرى حوادث سال يازدهم 2 / 444 ، أنساب الأشراف 1 / 563 - 567 ، طبقات ابن سعد 2 ق 2 / 53 - 54 ، تاريخ ابو الفداء 1 / 164 ، شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 21 - 57 ، حياة الامام الحسن بن على 1 / 150 مىيابيد .