تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
و ابو الحسين جوهرى در وصف اين پيل قصيده‌اى مطوّل مىگويد ، بعضى از آن ايراد كرده آمد و باقى در اصل كتاب مسطور است ، شعر :
قل للوزير و قد تبدّى [ 1 ] * يستعرض الكرم المعدّا افنيت اسباب العلى حتّى * أبت أن تستجدّا لو مسّ راحتك السّحاب * لا مطرت كرما و مجدا لم ترض بالخيل الّتى * شدّت إلى العلياء شدّا و صرائم الرّأى الّتى * كانت على الاعداء جندا حتّى دعوت الى العدى [ 1 ] * من لا يلام اذا تعدّى متقمّصا تيه العلوج * و فطنة أعيت معدّا « 1 »
هامش
[ 1 ] - اس : الى الهدى شع : الى العلى ، مب : الى العدى . و همچنين است در الفتح الوهبى ج 1 ص 117 . ضبط اخير بر گزيده شد . ( 1 ) قل للوزير . . . : بگو به وزير ( صاحب بن عباد وزير مؤيد الدوله ) كه به بيابان گرگان آمده است در حالى كه از مردم مىخواهد كه پيش او عرض حاجت كنند و او از كرم آمادهء خود بدانان ببخشد - اسباب بزرگوارى را تمام كردى ( همهء آنها را احراز كردى و راهى براى احراز آن به كسى باقى نگذاشتى ) تا آنكه بزرگوارىها از تازه شدن امتناع كردند ( اگر كسى بخواهد به اسباب بزرگوارى برسد ممكن نمىشود ) - اگر كف دست تو به ابر برسد كرامت و بزرگوارى از آن مىبارد - به سوارانى كه به سوى مقامات بلند مىتازند قانع نشدى - و همچنين به آرام و عزم‌هاى قاطع كه عليه دشمن مانند لشكرى است خرسند نشدى - تا آن كه به جنگ با دشمنان فرا خواندى فيلى را كه هر گاه تعدى كند ( كسى را بكشد يا زخمى وارد سازد ) سرزنشش نمىكنند - آن فيل لباس گردن كشى كافران عجم را پوشيده ، و فطنتى دارد كه « معد » ( معد بن عدنان يكى از اجداد پيغمبر ) را ناتوان مىسازد .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 54 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني