تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
شمس المعالى قابوس بن وشمگير و فخر الدّوله ابو الحسن على بن بويه به خراسان افتاده بودند از مصافّى كه ميان ايشان و مؤيّد الدّوله بود .

حكايت حال قابوس و فخر الدّوله [ 1 ]

و سبب اين حال آن بود كه ركن الدّوله را سه پسر بود كه اهليت پادشاهى داشتند : عضد الدّوله ابو شجاع و مؤيّد الدّوله بويه و فخر الدّوله على ، و ممالك عراق و خوزستان [ 2 ] و فارس و كرمان و ديگر مواضع كه در تدبير ديوان او بود بر سه سهم قسمت كرد و هر يك را طرفى تعيين فرمود و بر آن عهدى و وثيقتى بنوشت بر آن موجب كه صابى [ 3 ] در كتاب تاجى شرح داده است . و چون ركن الدّوله وفات يافت عضد الدّوله در آن ولايت كه بنام فخر الدّوله معيّن بود مناقشت كرد و ملك بر او منغّص گردانيد و لشكر او را بفريفت و روى بولايت او نهاد تا با تصرّف خويش گيرد ، و او بدار الملك همدان مقيم بود . چون مسافت ميان هر دو نزديك شد معظم سپاه فخر الدّوله غدر كردند و پيش عضد الدّوله رفتند و در زمرهء حشم او منحصر شدند و او از آن حالت بهراسيد و از خشونت جانب و شراست طبع و نفاذ مكيدت عضد الدّوله بينديشيد ، و نه بس مدّتى بود تا بختيار كه ابن عمّ او بود بر دست لشكر او شهيد گشته بود ، مستشعر شد و از ميان لشكر خود با چند كس از خواصّ خدم خويش در ولايت ديلم رفت و بجانب جرجان بشمس المعالى قابوس بن وشمگير پيوست و باهتمام و حمايت او التجا ساخت ، و شمس المعالى در اكرام مقدم و احترام جانب و اغتنام مورد او به همه غايتى رسيد و مقدور خويش در مصالح و مناجح او بذل كرد تا ملك قديم كه شريفترين نفايس است و عزيزترين رغايب ، عرضهء مهمّات و وقايهء ذات او كرد . و بيان اين سخن
هامش
[ 1 ] - چت : حكايت حال شمس المعالى قابوس و فخر الدوله على ديلمى [ 2 ] - اس : عراق و خراسان . متن از باقى نسخ [ 3 ] - شع : كه ابو اسحق صابى
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 48 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني