تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
و ابو الحسين عتبى در علوّ همّت و فور مكرمت و كمال فضل و فضايل و استجماع اسباب معالى و معانى از اقران خويش قصب السّبق ربوده بود و افاضل جهان و شعراء عصر در مدايح او مبالغتها نموده‌اند و در اثناء و اطراء او قصايد پرداخته ، على الخصوص ابو طالب مأمونى [ 1 ] كه در مدح او بسى اشعار خوب نظم كرده است ، چنان كه گويد : شعر :
هذى عزائم عتبىّ تفرّق ما * بين الجماجم و الاعناق إن عتبا ذو همّة ملء عين الارض [ 2 ] ان برزت * من صدره لم يسعه [ 3 ] الارض مضطربا اذا انتضى للرّدى او للنّدى قلما * اجرى به سحبا او جحفلا لجبا يشجى الصّعيد صعادا و النّدىّ ندى * اذا تهلّل للمعروف او قطبا « 1 »
هامش
[ 1 ] - مب : ابو طالب صوفى ( ! ) [ 2 ] - باقى نسخ : ذو همة مثل صدر الرمح [ 3 ] - حاشيهء شع : لم تسعه ( 1 ) هذى عزائم عتبى . . . يعنى اين اراده‌هاى عتبى است كه هر گاه ( به دشمنان ) عتاب كند ميان جمجمه‌ها و گردن‌هاى آنان جدايى مىافكند - داراى همتى به اندازهء پرى سينهء روزگار است ، و اگر اين همت او از سينه‌اش بيرون شود زمين به سبب اضطراب گنجايش آن را ندارد در حالى كه مضطرب است - هر گاه قلم خود را كه چون شمشير است بركشد و آن را در خير به كار اندازد ابرهاى نيكى را به حركت مىآورد و اگر در شر به كار اندازد لشكرى انبوه گسيل مىدارد - به هنگام خشم روى زمين را از سواران نيزه دار پر مىكند و به هنگام گشاده‌رويى و نشاط انجمن‌ها را از بخشش پر مىكند .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 38 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني