تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
همو گويد :
كتائب منصوريّة ملكيّة * ابى السّيف فيها ان يرى الغمد مضجعا يؤيّدها عتبىّ عزم مؤيّد * بحزم تخلّى [ 1 ] خلفه البيض ظلّعا اذا امر الشّيخ الجليل سيوفه [ 2 ] * هوت سجّدا للدّار عين و ركّعا يعود بها وجه الخلافة ابيضا * بابيض من ابناء عتبة اروعا « 1 »
و لحّام گويد درو :
و اعتب الدّهر اذ عاتبته بفتى * من آل عتبة نفّاع و ضرّار كأنّما جاره فى كلّ نائبة * جار الاراقم فى ايّام ذى قار تجرى مكارمه فى لاوفى نعم * فالنّاس فى جنّة منه و فى نار « 2 »
هامش
[ 1 ] - شع ، صو : يخلى [ 2 ] - اس : سيوفها . متن از نسخ ديگر ( 1 ) كتائب منصورية . . . : يعنى دسته‌هاى سپاهيان منصورى ( منسوب به منصور ) و پادشاهى است چنان سپاهيانى كه شمشيرهاى آنان ابا دارد از اينكه در غلاف باشد ( شمشيرها پيوسته در جنگ با دشمنان كشيده شده‌اند ) - تاييد مىكند آنها را عزم عتبى كه يارى مىكند با چنان حزمى كه شمشيرها از پس آن لنگان‌اند . آن گاه كه شيخ بزرگوار به شمشيرها فرمان دهد به جنگاوران زره پوش ركوع و سجده مىكنند و در زره‌ها نفوذ مىكنند - بدين‌سان خلافت به وسيلهء آن شمشيرها رو سفيد مىشود به يارى شخصى از ابناى عتبه ( ابو الحسين عتبى ) كه سفيد و درخشان و پاكدامن و با جمال است . ( 2 ) و اعتب الدهر . . . : و روزگار را خرسند كرد آن گاه كه من با او گفتگو كردم دربارهء جوانى از آل عتبه كه بسيار نفع دهنده ( به دوستان ) و زيان رساننده ( به دشمنان ) است - گويى در هر حادثه‌اى همسايهء او قبيلهء « اراقم » در جنگ ذى قار هستند - نيكىهاى او با « نه » و « بلى » انجام مىگيرد و مردم از وى در بهشت‌اند ( با گفتن « بلى » ) و در دوزخ‌اند ( با گفتن « نه » ) .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 39 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني