اموال و نفايس اعلاق و اعراض كه اسلاف او بتدبير و تقدير وزراء بزرگ فراهم آورده بودند بر وجوه لشكر و قوّاد حشم و طبقات خدم خرج كرد و هر يك را از اتباع و اشياع چنان كه فراخور حال و قدر او بود بتشريفهاى گرانمايه و صلات و مبرّات پادشاهانه بنواخت ، تا دلها بر مطاوعت و متابعت او قرار گرفت و گردن كشان جهان سر بر خط فرمان او نهادند و بانقياد اوامر و زواجر او استسعاد جستند ، و ابو الحسين سيمجورى صاحب جيش و لشكركش خراسان بنيسابور بود ، متمكّن در امارت [ 1 ] سپاه و ايالت حشم .
امير نوح بن منصور كس به دو فرستاد و از حال خويش و رسيدن نوبت ملك و وراثت خانهء قديم و بيعت كافهء لشكر بر پادشاهى او آگاهى داد و او را بانواع الطاف و كرامات و مزيد قربات بنواخت و باقطاعات زيادت موعود گردانيد تا او نيز اندر آن متابعت [ 2 ] مساهمت نمود و بامارت و سلطنت او همداستان شد ، و وزارت بر ابو الحسين عتبى تقرير افتاد ، و او بحسن راى رويّت و كمال كفايت و درايت خويش آن مملكت در سلك نظام آورد و آيين عدل و انصاف بگسترد و اولياء دولت را بر حفظ مصالح آن ملك مستقيم و مستديم بداشت و معاندان را در ربقهء طاعت كشيد تا ذكر هيبت و شكوه آن مملكت در اقطار جهان منتشر شد و اصحاب اطراف بر منهاج عبوديّت بالتزام حمل و اتاوت و اقامت رسوم خدمت ايستادگى كردند .
و امير عضد الدّوله با جلالت قدر و نباهت ذكر و خشونت جانب و عزّت ملك و نخوت پادشاهى همواره رضاى آن جانب نگاه داشتى و بشرايط موافقت و مصادقت در تحرّى مراضى و توخّى مطالب و مباغى آن حضرت قيام نمودى و در ملتمسات و مطالبات كه از آن طرف رفتى دقايق ايجاب و انجاز محفوظ داشتى ، و گاهگاه از انواع تحكّم آن حضرت متبرّم شدى و عظم همت و فرط اباء بر او غالب آمدى و از آن مؤاخذات و مطالبات استنكاف نمودى ، اما چون در عواقب كار نگاه كردى و بكمال
هامش
[ 1 ] - اس : بنيسابور متمكن بود در امارت . متن از نسخ ديگر
[ 2 ] - شع : مبايعت