تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
از كنه آن قاصر آيد و قوّت بشريّت از آن متقاصر گردد [ 1 ] ، و در آن حدود بر آن طرف كه مخيّم آن ملاعين بود چشمهء آب بود چون آب چشم روشن و صافى كه قابل نجاست نبودى و هر گاه كه چيزى از نجاسات در آن چشمه انداختندى صاعقهء عظيم پيدا گشتى و بادهاى مخالف برخاستى و سرماى سخت ظاهر شدى چنان كه در آن نواحى كس را طاقت مقام نبودى . امير ناصر الدّين بفرمود تا بعضى از قاذورات در آن چشمه انداختند ، حالى ظلماتى عظيم در آن حوالى پيدا آمد و روز روشن تاريك شد و باد و سرماى سخت برخاست و هوا از هرير زمهرير سنجاب سحاب در پشت كشيد چنان كه آن مدابير را طاقت طاق شد و پيش از اجل مرگ مشاهدت كردند و چيپال رسول فرستاد و زنهار خواست و امان طلبيد و ملتزم شد كه در حال فديه بدهد و هر سال حملى لايق بخزانه فرستد و هر حكم كه ناصر الدّين در ممالك او كند نافذ و جارى باشد و التماس [ 2 ] چند مربط فيل و ديگر ملتمسات كه فرمايد مبذول دارد . امير ناصر الدّين از سر كرم و مكرمت كه در نهاد پاك او بود بدان راضى شد و خواست كه اطراف آن كار فراهم گيرد و اوليا و حشم خويش را از تجشّم اعباء [ 3 ] مكاوحات ترفيه دهد ، سلطان يمين الدّوله محمود تن در نداد و اباى عظيم كرد و گفت : اين حادثه جز بقهر بمخلص نرسد و مهادنه با اين مناحيس [ 4 ] از حميّت دور باشد و لايق عزّت اسلام نيايد ،
فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ
« 1 » رسول چيپال نا اميد [ 5 ] برگشت و صورت حال اعلام كرد و مبالغتى كه در تخييب
هامش
[ 1 ] - مب : از آن فاتر گردد [ 2 ] - مب ، شع ، صو : و حكمى كه امير ناصر الدين كند در ممالك او و التماس [ 3 ] - صو : تجشم آن [ 4 ] - صو : و مصالحت با اين ملاعين [ 5 ] - صو : رسول نا اوميد ( 1 )فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا . . .: آن گاه كه دعوت به اسلام مىكنيد سست مباشيد ، حال آن كه شما برتران هستيد و خدا با شماست و مزد كارهايتان را كم نمىكند ( به طور كامل اجر مىدهد ) ( قرآن سورهء 47 « محمد » آيهء 35 ) .