تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
فاخذته اخذ المقصّب شاته * عجلان يشويها لقوم نزّل « 1 »
و حالت او در صباح آن غارت چنان بود كه گفته‌اند ، شعر :
إذا خرس الفحل وسط الحجور * و صاح الكلاب و عقّ الولد « 2 »
پس اريحيّت طبع و كمال كرم و مكرمت ناصر الدّينى چنان اقتضا كرد كه او را بنواخت ، و آن ولايت بر وى مقرّر داشت و حملى معيّن فرمود كه سال بسال بخزانه مىرساند و سكّه و خطبهء آن ديار بالقاب ميمون ناصر الدينى آراسته مىدارد . و چون امير ناصر الدّين خاطر از كار قصدار بپرداخت عزم غزو كفّار مصمّم كرد [ 1 ] و روى بديار هند آورد و بقمع ملاعين آن ديار و مدابير آن كفّار مشغول شد . و از يقينى صادق و نيّتى صافى در تحرّى رضاء بارى تعالى مكابدت آن مجاهدت مىكرد و بر مصابرت با آن شدّت [ 2 ] مثابرت مىنمود تا قلاع و معاقل آن اطراف كه در هيچ ايّام اعلام اسلام بدان نرسيده بود و رايات محمّدى بر آن نواحى طلوع ناكرده مستخلص و مستصفى كرد و ديار آن خطّه و بلاد آن بقعه بيشتر در حوزهء ممالك خويش گرفت . و چون چيپال كه پادشاه هندوستان بود آن حال مشاهدت كرد و بيضهء مملكت خويش هر روز در نقصان يافت و هر لحظه در ملك خويش رخنه‌اى تازه و خللى بىاندازه مىديد مضطرب شد و در مضيق آن غصّه بىآرام گشت و مصوّر كرد كه اگر در اين مهمّ عظيم و ملمّ جسيم توانى و تهاون جايز شمرد و روى بممانعت و مدافعت ننهد [ 3 ] ملك موروث بر باد آيد . و ازين واقعهء هايل جهان بر او تنگ شد و جز مكافحت
هامش
[ 1 ] - صو : غزو كفار هندوستان پيش گرفت [ 2 ] - نسخه‌هاى ديگر : شدايد [ 3 ] - صو : روى بمدافعت و ممانعت آن نيارد ( 1 ) فأخذته اخذ . . . : پس آن زن را چنان گرفتم . . . ( رك : تعليقات ) . ( 2 ) اذا خرس . . . : آن گاه كه اسبان نر در ميان اسبان ماده گنگ شدند ( به سبب حادثه بانگ و فرياد را ترك كردند ) و سگ‌ها به بانگ در آمدند و بچه از پيروى مادر خوددارى كرد .