تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
و چون چيپال آن حال مشاهدت كرد و ممالك خويش به كلى مهالك يافت و ادبار نقض عهد و شومى غدر و مكر او درو رسيد و ملك خويش بر شرف زوال ديد و اعوان و انصار خود طعمهء سباع يافت ، پشيمان شد و در چارهء آن محنت سراسيمه و متحيّر گشت و از تدبير خلاص و مناص آن كار عاجز و قاصر آمد و جز انتصار و طلب ثار روى نديد و جز حركة المذبوح چاره‌اى ندانست . فرياد نامه‌ها به اطراف نوشت و استعانت و استغاثت كرد و قرب صد هزار سوار جمع آورد و قصد بيضهء اسلام آغاز نهاد . چون امير ناصر الدّين از معاودت او خبر يافت بدلى قوى و اميدى فسيح رايات اسلام باستقبال او روان كرد و پذيره شد واثق بلطف بارى عزّ اسمه كه وعده‌اى كه در نصرت اسلام [ 1 ] و اعلاء رايت دين حق فرموده است بانجاز رساند :
قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ
« 1 » ، و چون مسافت ميان هر دو لشكر نزديك شد ، امير ناصر الدّين متنكّروار بر پشته‌اى رفت تا كيفيّت سواد و كمّيّت اعداد آن ملاعين مطالعت كند ، دريايى ديد بىكرانه و لشكرى چون مور و ملخ بىاندازه ، امّا چون شير بود كه كثرت صيد عيد شناسد و چون گرگ كه از سواد رمه چيره‌تر شود . كلمات اجناد و حمات انجاد خويش را جمع كرد و همه را بتشريفات گرانمايه و مزيد اقطاعات موعود گردانيد و بر قمع و قهر آن مخاذيل تحريض و تحريص داد . همه از سر يقينى صادق و رغبتى تمام بسيجيدهء كار شدند و دلها بر احراز مثوبت غزو و نيل درجت شهادت قرار دادند و امير ناصر الدّين بفرمود كه بر سبيل مناوبت پانصد نفر از مردان كار روى بديشان مىنهند و در كشش و كوشش مجهود خويش بجاى مىآورند و چون ابلاء عذر خويش كرده باشند و بمقدور خود وفا نموده ، پانصد نفر
هامش
[ 1 ] - مب ، صو : نصرت كلمهء حق ( 1 ) قاتلوهم يعذبهم . . . : با كافران جنگ كنيد تا خدا به دست‌هاى شما آنان را عذاب كند و خوار دارد و شما را بر ايشان پيروز گرداند و سينه‌هاى گروهى از مؤمنان را ( كه آزرده‌اند ) شفا و آرامش دهد ( قرآن سورهء 9 « توبه » آيهء 14 ) .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 32 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني