تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
و مكاوحت چاره نديد . اركان دولت و انياب مملكت و اعوان و انصار خويش جمع كرد [ 1 ] و با لشكرى انبوه روى بديار اسلام نهاد و خواست كه بقوّت و شوكت خويش انتقامى كشد و ثلمه‌اى كه از قهر و قوّت احزاب دين و انصار اسلام در ولايت و نواحى مملكت او ظاهر شده بود بر گيرد و جراحتى كه از تيغ آبدار ناصر الدّين بكفّار آن ديار رسيده بود مرهمى نهد ، و هيهات
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
« 1 » . و همى آمد [ 2 ] تا از لمغان [ 3 ] بگذشت ، واثق بحول و قوّت خويش و مستظهر بكثرت سواد و غلبهء حشم و اجناد ، در سر سكرت امانى محال و دل پر از سودا و خيال . شعر :
و ليس باوّل ذى همّة * دعته لما ليس بالنّائل يشمّر للُّجّ عن ساقه * و يغمره الموج فى الساحل « 2 »
چون امير ناصر الدّين از آن حال آگاه شد بسيج كار كرد و لشكرها فراهم آورد و از غزنه بيرون آمد و روى بمدافعت او نهاد و در مفصل هر دو ناحيت و مقسم هر دو مملكت بهم رسيدند و نوبتها مصاف دادند و از هر دو جانب در ممانعت و مماصعت و محاربت و مضاربت هر آنچه در حيّز قدرت و امكان بود مبذول داشتند تا روى زمين از خون كشتگان لعل فام [ 4 ] شد و شيران هر دو لشكر و دليران هر دو كشور خستهء كار و بستهء اضطرار ماندند . و سلطان يمين الدّوله [ 5 ] در آن مواقعات اثرهايى نمود كه افهام و اوهام
هامش
[ 1 ] - صو : اركان دولت و امرا و اعوان مملكت خويش را به كلى جمع كرد [ 2 ] - اس : و همچنين آمد . نسخ ديگر : همى آمد [ 3 ] - اس : لمغات ، متن از نسخ ديگر [ 4 ] - اس : لعل بام . متن از نسخ ديگر [ 5 ] - مب ، صو : + محمود ( 1 ) يريدون ان يطفئوا . . . : كافران مىخواهند كه نور خدا را با باد دهان‌هايشان خاموش كنند و خدا ابا مىكند مگر نور خود را تمام كند ، هر چند كه كافران را دشوار آيد ( قرآن سورهء 9 « توبه » آيهء 32 ) . ( 2 ) و ليس به اول . . . : او نخستين صاحب همت نيست كه به چيزى اقدام كند كه بدان نمىرسد - شلوار خود را بالا مىزند براى گذشتن از موج ، حال آن كه موج او را در ساحل فرا مىگيرد .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 28 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني