تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
( رك : تاج العروس و اقرب الموارد ) و در اين مورد اين معنى چندان تناسبى ندارد . مشق - به شتاب زدن نيزه مشهر - به تشديد هاء ، شمشير بركشيده مصابيح - جمع مصباح ، چراغها مصاقبت - روبرو شدن ، به همديگر نزديك گرديدن . مصاولت - به يك ديگر حمله كردن مصاهرت - دامادى و خويشاوندى مصاير - قياسا جمع مصير به معنى بازگشتگاه ، عاقبت . مصفف - به صف كشيده شده مصقل - به كسر ميم و فتح قاف ، آلتى كه بدان زنگ فلز را پاك كنند ، معروف مصقله است . مصوغ - ريخته شده مضارب - جمع مضرب به كسر ميم و فتح با ، خرگاه بزرگ ، اقامتگاه . مضافرت - يارى كردن به يك ديگر مضامت - به تشديد ميم دوم ، فراهم آوردن ، موافقت . مضاير - در فرهنگها ديده نشد ، در متن عتبى اين لغت نيامده ( رك : فتح الوهبى 2 : 264 ) . مضم - جايگاه فراهم آمدن سپاهها مطاردت - به يك ديگر حمله كردن مطال - به كسر ميم ، مماطله ، امروز و فردا كردن ، سهل انگاشتن مطال - به ضم اول اسم مفعول از اطاله ، دراز گردانيده شده ، طولانى مطايا - جمع مطيه به فتح اول و تشديد ياء ، شتر ، مركب . مطموره - نهانخانه و ته خانه ، محل سر پوشيده و محفوظ مطموس - از ميان رفته و نابود شده ، ويران مطموم - به فتح اول ، كور شده و پوشيده شده ( چاه ) مطوّعه - گروه جهاد كنندگان بى آنكه جهاد بر ايشان واجب باشد معازف - چغانه‌ها و آلات لهو و بازى چون رود جامه و طنبور . معاقد - جمع معقد : مراكز ، كنايه از روابط و گرهها معاقرت - پيوسته ماندن به شراب ، مداومت در شرابخوارى معاقل - جمع معقل ، پناهگاهها ، حصارها معاليق - جمع معلاق به كسر اول ، آونگ ، هر چه چيزى بدان آويزند مانند قلاب يا رشتهء انگور و خرما معانات - تحمل رنج . رنج چيزى كشيدن معاوز - به فتح اول و كسر چهارم جمع معوز ( به كسر اول ) ، جامهء كهنهء هر وقتى ، بدان جهت كه لباس درويشان است .