تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
مناجزت - كشش كردن و جنگيدن مناحر - جمع منحر ، گلوها ، نحرها مناجيس - ناپاكان منادمت - همنشينى و نديم بودن مناص - فرار كردن ، گريختن مناصبت - ستيزه و دشمنى و جنگ برپاداشتن مناصل - جمع منصل ( به ضم اول و سوم ) و منصل ( به ضم اول و فتح سوم ) شمشيرها مناضلت - حمايت كردن از كسى و به نفع او عذر آوردن و دفاع كردن ، نبرد كردن در تيراندازى ، مناظره و مجادله و مسابقه مناطحات - جمع مناطحه ، رك : مناطحه مناطحه - منازعه و كشمكش ، شاخ زدن دو گاو به يك ديگر منافثت - محرم اسرار بودن ، گفتگو كردن با كسى نهانى منافرت - مفاخرت ، فخر كردن مناكدت - زشتخويى و درشتى و دشوارى - كردن با هم مناكرت - جنگ كردن ، مخالفت و ستيزه - كردن . مناوات - دشمنى و عداوت مناوشات - جمع مناوشه . رك : مناوشت مناوشت - رسيدن به يك ديگر و گرفتن يك ديگر را مناهضت - مقاومت و پايدارى مناهل - به فتح اول جمع منهل ، سر چشمه‌ها ، آبشخورها منت - به ضم اول ، ضعف و ناتوانى ، قوت ، از اضداد است . رك : اقرب الموارد منتكس - به صيغهء اسم فاعل ، نگونسار ، خميده . منحسم - بريده ، از ميان رفته منخوب - ترسيده و بيمناك مندوب - فراخوانده شده براى به دست گرفتن كارى . منزعج - از جاى خود كنده شده ، رانده شده منسى - به فتح ميم و تشديد ياء ، فراموش - شده منصوبه - شطرنج ؟ متّضد ؟ - چيده شده بر روى هم منطقه - به كسر ميم : ميان بند منفسح - فراخ و وسيع منقشع - زايل و دورشونده منفوش - باز شده ، حلاجى شده منهاج - راه ، جاده . موائل - جمع موئل ( به فتح اول ) پناهگاه مواشجت - آميزش و خويشى و پيوند داشتن مواضعه - موافقت و سازش كردن مواطات - موافقت و سازش كردن مواعيد عرقوب - رك : تعليقهء ص 96 مواقفت - با كسى فرا ايستادن در كار ، ايستادگى و پافشارى