تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
اين ولايت بقهر از دست او بيرون كرد ، و طغان [ 1 ] طاقت مقاومت او نداشت و ناچار [ 2 ] آن ناحيت بازگذاشت و در كنف اهتمام و حمايت ناصر الدّين گريخت و ازو مدد خواست تا ولايت خويش از دست خصم بيرون كند و خدمتها پذرفت [ 3 ] و قدرى معيّن را ملتزم شد كه هر سال بر طريق حمل بخزانهء [ 4 ] او فرستد و بهر وقت كه حاجت افتد در زمرهء اعوان و انصار او منحصر باشد و بمراسم خدمات قيام نمايد و فرزندى بنوا در خدمت موكب ناصر الدّين مقيم دارد . از آنجا كه اريحيّت طبع و كرم نهاد آن پادشاه بود اين دعوت را اجابت كرد و بإسعاف طلب [ 5 ] و انجاح حاجت او زبان داد ، و با لشكرى تمام به ظاهر بست نزول فرمود و از جانبين در آن محاربت جدّ بليغ نمودند ، و امير ناصر الدّين از قلب لشكر خويش حمله كرد و لشكر خصم را در مضايق محلّه‌هاى [ 6 ] شهر ريخت و خلقى بسيار از ايشان به زخم تيغ آورد و ديگران هزيمت شدند ، و طغان با مقرّ ملك خويش رسيد و به زبان شكر ايادى و حسن اضطلاع و يمن اصطناع ناصر الدّين مىگفت ، و در وعده‌اى كه داده بود و خدمتى كه پذرفته [ 7 ] مدافعت و مماطلت مىداد و انديشهء نقض عهد و خلاف وعد مىكرد تا دلايل غدر و مخايل خديعت و مكر او ظاهر گشت ، و روزى كه بر صحرايى مجتمع بودند ناصر الدّين او را تقاضايى سخت كرد ، و او جوابى نالايق داد ، و اين [ 8 ] مقالت بمجادلت كشيد و بدان رسيد كه طغان دست بشمشير يازيد و دست ناصر الدّين مجروح گردانيد ، و چون ناصر الدّين آن بى حفاظى مشاهدت كرد دست زخم رسيده بشمشير برد و طغان را زخمى سخت زد [ 9 ] و خواست تا زخمى ديگر زند [ 10 ] لشكر درهم افتاد [ 11 ] و غلبهء ازدحام [ 12 ] فريقين مانع شد ، و ناصر الدّين
هامش
[ 1 ] - چت : از دست طغان گرفته چون طغان . چق : از دست طغان گرفت ، چون طغان [ 2 ] - چت ، چق : نداشت ناچار [ 3 ] - لد ، چت ، چق : پذيرفت [ 4 ] - چت ، چق : + معموره [ 5 ] - لد ، چت ، چق : طلبت [ 6 ] - چت ، چق : محلات [ 7 ] - لد ، چت ، چق : پذيرفته [ 8 ] - لد ، چت ، چق : و آن [ 9 ] - لد : زخمى عظيم زد . چت ، چق : زخمى عظيم بزد [ 10 ] - مب ، لد : و خواست تا ديگر بار زخمى زند [ 11 ] - مب ، صو ، چت ، چق : درهم افتادند . لد : درهم افتادند [ 12 ] - مب ، لد : و ازدحام