تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
غصّه ، و مثابرت بر آن محنت پرسيدند چاره ندانستم [ 1 ] الّا آنكه با من بقاياى قدرى پست كه از بهر ذخيرهء مطبخ [ 2 ] داشتم مانده بود ، آن جماعت را در آن مساهم و مشارك كردم ، و هر روز به قدر حاجت بلغه‌اى از آن مىساختم تا حق تعالى نصرت داد و وعده‌اى كه در اعلاى كلمهء حق فرموده است بإنجاز رسانيد ، و آن ملاعين بعضى طعمهء شمشير گشتند و جمعى در قيد اسار گرفتار شدند و برخى در لباس خزى و خسار روى بهزيمت آوردند . و همچنين ابو الحسين خازن از حسن ترتيب [ 3 ] و تدبير او حكايت مىكرد [ 4 ] كه : در به دو كار كه بمنصب امارت موسوم شد فسحت حالى نداشت و اگر خواستى كه در يك هفته يك يا دو نوبت [ 5 ] امراى دولت را مهمانى كند از راتب خاصّ خويش توفيرى ساختى تا بشرايط محافظت نام و ننگ قيام توانستى نمود ، و بر آن جمله تزجيت روزگار مىكرد ، تا عرصهء ولايت و ايالت او منفسح [ 6 ] شد ، و بر مقدار زيادت حال و مال در انفاق مىافزود تا حضرت او كعبهء آمال و قبلهء اقبال شد و خاصّ و عامّ و لشكرى و رعيّت مغمور انعام و مشمول اكرام او شدند .
نفس عصام سوّدت عصاما * و علّمته الكرّ و الاقداما
و جعلته ملكا هماما [ 7 ] « 1 »

فتح بست

[ 8 ] و سبب آن بود كه طغان نامى كه [ 9 ] والى آن بقعه بود و ديگرى باىتوز نام ،
هامش
[ 1 ] - چت ، چق : نداشتم [ 2 ] - صو : ذخيره در مطبخ [ 3 ] - حاشيهء چت ، ن ل : تربيت [ 4 ] - چنين است در شع ، مب ، صو و در « اس » ، چت و چق : مىكنند [ 5 ] - لد ، چت : كه در هفته‌اى يك دو نوبت [ 6 ] - مب : متفسح [ 7 ] - لد : + حتى علا و جاوز الاقواما [ 8 ] - مب ، صو ، لد ، چت ، چق ، اين عبارت را اضافه دارند : و اول فتحى كه در عهد ميمون او روى نمود ناحيت بست بود [ 9 ] - لد ، چت ، چق « كه » ندارند ( 1 ) نفس عصام . . . : نفس « عصام » او را به بزرگى رسانيد ، و به وى حمله و جنگ آورى را ياد داد و پادشاه و بزرگوارش گردانيد . ( رك : تعليقات )