« دانگ » باشد .
تذكره - به معنى ياد آورى است ، اما در اينجا معنى سياهه و صورت مىدهد تذمر - نكوهش كردن نفس خود را بر غضب يا چيزى كه از دست رفته باشد ، ترسانيدن و وعدهء بد دادن .
تربيع - چهار گوشه كردن ترتيل - زيبا كردن تلاوت قرآن ترحال - به كسر تاء ، كوچ كردن ترويق - زيبا و باصفا گردانيدن ترهات - سخنان و اعمال باطل تزجى - بس كردن به چيزى ، كفايت - كردن .
تزجيت - گذراندن ، راندن تزويق - آراستن تسبيب - وصول كردن ماليات تا دينار آخر تسحب - ناز كردن تسقيفات - جمع تسقيف ، سقف بنا كردن و پوشانيدن .
تسمير - استوار كردن ، ميخ دوز كردن تسويل - آراستن كارى را ، اغوا و گمراه - كردن .
تشتيت - پراكنده كردن تشمر - آمادگى ، اراده كردن كارى را تصاريف - جمع تصريف ، گردشها ، تغييرات تصامم - خويشتن را كر نمودن ، خود را به كرى زدن .
تصحيف - تغيير دادن كلمه به وسيلهء كاستن يا افزودن نقطههاى آن و در اينجا قنوج ، فتوح مىشود .
تصلف - تملق ، گزاف و دروغ گفتن تضافر - يارى كردن به يكديگر ، همپشتى تضريت - به فتح اول و چهارم ، سوق دادن و عادت دادن سگ شكارى را به شكار تعاريج - جمع تعريج ، نقش بستن و مخطط - كردن .
تعرف - پژوهيدن ، شناختن تعريشات - جمع تعريش ، بنا كردن سقف و عرش .
تعزز - ارجمند و توانا شدن تعفير - خاك ماليدن تعيير - عيب گرفتن ، سرزنش كردن تغابى - تغافل ، خود را نشان دادن چنان كه نمىداند .
تغايير - جمع تغيير ، دگرگونىها ، تغييرات تغريب - از شهر بيرون كردن و دور گردانيدن تغرير - فريفتن تفادى - دور شدن و خوددارى كردن و پرهيز كردن .
تفاقم - بزرگ گرديدن كار تفسيح - باز كردن و گشودن و وسعت دادن تفصى - رهايى يافتن از دشوارى و تنگى تفويت - نابود كردن تفويف - نگارين كردن جامه
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 580
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٥٨٠