تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
اكهب - تيرهء مايل به سياه اكيل - مأكول ، خورده شده التياع - سوزش دل از عشق ، آرزومند شدن الطاط - به كسر اول ، پنهان داشتن و انكار حق كسى امانى - جمع امنيه به ضم اول ، رك : امنيت امتثال - فرمان بردن ، اطاعت كردن امتعاض - خشمناك شدن ، خشم گرفتن ، دشوار آمدن كارى بر كسى امصار - جمع مصر ، شهرها امضاء - گذراندن ، اجراء امنيت - به ضم اول ، آرزو انتشاق - آب ريختن در بينى انتماء - به كسر اول ، نسبت و رابطه داشتن انجاح - به كسر اول ، به مقصود رسانيدن ، بر آوردن . انجاد - جمع نجد ، شخص دلير و بزرگوار و زود بر آورندهء حاجت مردم انخراط - در كشيده شدن در رشته ( مانند دانهء تسبيح در نخ ) ، داخل شدن در زمرهء جماعتى انخزال - راه رفتن به كندى و سختى انداد - به فتح اول ، جمع ند ، به كسر نون و تشديد دال ، اقسام و امثال انذال - جمع نذل ، فرومايگان و سفله انزعاج - بى آرام شدن و از جاى جنبيدن انگليون - انجيل ، كتاب مانى ، ديبايى هفت رنگ ( رك : تعليقهء ص 1 ) انواء - جمع نوء به فتح اول ، بارانها انياب - جمع ناب ، دندانهاى نيش انيق - زيبا اوارج - به فتح اول ، دفتر مال خراج ، دفتر ديوانخانه ، معرب اواره ( آواره ، آمار ) . در قاموس اوارجه به معنى دفتر مال خراج و مفرد آمده و جمع آن اوارجات ذكر شده . سياق عبارت كتاب حاضر چنين مىنمايد كه اوارج جمع باشد و اين در فرهنگ‌ها ديده نشد . رك : قاموس ذيل ورج ، حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ذيل آورجه . اواصر - جمع آصره ، قرابت و خويشاوندى ، نيكى و احسان اوتاد - جمع وتد به فتح اول و دوم ميخها اوثان - جمع وثن به فتح واو و ثاء ، بت‌ها اوجال - جمع وجل به فتح اول و دوم ، ترس‌ها بيم‌ها . اوحال - جمع وحل به فتح اول و دوم ، گل تنگ كه ستور در آن درماند اوداج - جمع ودج ، رگهاى گردن اوصاب - جمع و صب به فتح اول و دوم ، بيمارىها اوطار - جمع وطر ، به فتح اول و دوم نيازمندىها احتياجات .