تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
حجابت - حجاب دارى ، پرده‌دارى حجبت - به كسر اول ، حاجبى و دربانى حدت بصر - تيزى چشم ، تيزبينى حراب - به كسر اول ، محاربه و جنگ حراست - نگهبانى ، نگهدارى حرافت - تندى و زبان گزى ( مزه ) حراقه - به فتح اول و تشديد دوم ، نوعى كشتى جنگى در قديم ، كشتى نفت‌انداز حرايب - جمع حريبه ، مال مسلوبه ، مرد يا مال كه بدان زندگانى كنند ( رك : تعليقهء ص 334 ) حراير - زنان آزاده ، ضد كنيز . حرقت - به كسر اول ، سوزش حرون - سر كش و نافرمان ، چموش حره - گرما ، حرارت ، گرماگرم حريز - استوار حزارت - سوزش دل از خشم حسم - به فتح اول ، بريدن ، از ريشه بر - انداختن . حشاشه - باقى ماندهء روح در جسد بيمار يا مجروح ، رمق حشر - به فتح اول و دوم ، قشون غير منظم ، چريك . حضيض - زمين و جاى پست حطيم - كنارهء كعبه يا ديوار آن يا آنچه ميان ركن و زمزم و مقام است حظيره - جاى محدود و محصور ، آغل حفاوت - مهربانى و لطف حقيبه - باردان مسافر حقن - به فتح اول ، بازداشتن . حليف الفراش - حليف به معنى هم سوگند و هم عهد ، و فراش به كسر اول به معنى رختخواب ، جمعا كنايه از آنكه در رختخواب بيمارى بخوابد و از آن برنخيزد حمام - به فتح اول و تخفيف دوم ، مرگ حماة - جمع حامى ، حاميان و پاسداران حوشى - به ضم اول ، جماعتى كه با مردم نياميزند ، ستوران و شتران وحشى حياض - به كسر اول ، جمع حوض خ خامد - خاموش خاطف - رباينده خدود - جمع خد ، چهره ، گونه خراس - آسياى بزرگ خروه - خروس خزى - به كسر اول ، خوارى خسار - زيان و گزند خصل - به فتح اول ، مال المسابقه از نقود ( طلا و نقره ) ، جايزه خضم - به كسر اول و فتح دوم و تشديد ميم ، دريا ، مراد بزرگى و پهناورى است
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 583 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني