اوغاد - به فتح اول ، جمع وغد به فتح اول ، نادان و ضعيف و پست اهاجى - به فتح اول و تشديد ياء جمع اهجوة و اهجية ، هجويهها ، قطعات و قصايدى كه شامل هجو و بدگويى باشد .
اهبت - به ضم اول ، ساز جنگ و سفر ، بسيج اهتزاز - شادى ، مسرت ، جنبيدن ايادى - جمع الجمع يد ( جمع يد ، ايدى و جمع ايدى ، ايادى ) نعمتها ، دستها ايفاع - به فتح اول ، پشته و زمين بلند ايفاع - به بلوغ نزديك شدن كودك ب با ديد - پديد ، آشكار و ظاهر باره - دفعه و مرتبه ( رك : فرهنگ معين ) باع - فاصلهء ميان دو دست موقع باز كردن آنها ، « بسطت باع » كنايه از فراخى و فراوانى مال است بأسرها - به كسر اول و فتح دوم ، همگى ، مجموعا بث الشكوى - اظهار شكايت بداهت - آنچه در آغاز به ذهن متبادر شود بدود - به ضم اول ، جمع بد به ضم اول و تشديد دوم ، بتها برسام - به فتح اول ، ورم حجاب حاجز برطاس - رك : تعليقهء ص 250 بسالت - دلاورى و شجاعت بسالت - دلاورى و شجاعت بسطت فراخى و وسعت بسيط اغبر - فرش خاكى ، كنايه از زمين بشاير - جمع بشارت ، مژدهها بشع - به فتح اول و كسر دوم ، زشت و نازيبا .
بضاعت مزجاة - مايهء اندك ، كالاى نا چيز بطانه - به كسر اول ، محرمان اسرار ، خاصان بلارك - يا پلارك ، نوعى فولاد جوهردار بنادق - جمع بندق به ضم با و دال ، گلولهء گلين و مانند آن كه مىاندازند بقاع - جمع بقعه ، سرزمينها بنجشك - گنجشك بنگاه - منزل و مكان ، جايى كه نقد و جنس در آنجا نهند ، در اينجا به معنى اسباب وزيران و اركان دولت و چيزهاى قابل حمل مانند چادر و خيمه و ديگر اسباب و لوازم سفر است . رك : فرهنگ فارسى معين .
بوار - به فتح اول ، هلاك و نابودى بوارق - جمع بارقه ، درخشنده و متلالئ بوقلمون - ديباى رومى كه هر لحظه به رنگى نمايد .
بهرام - ايزد پيروزى ، بهرام يار و همراه مهر ( فرشتهء رزم ) و پاسبان عهد و
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 578
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٥٧٨