تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
قيدهاى فارسى : و فايق . . . منهزم شد و ريخته با بخارا آمد ( ص 94 س 17 ) . در جملاتى مانند « و خويشتن بدار الملك رفت منتظر و مترصد مدد » منتظر و مترصد را نيز مىتوان قيد دانست مگر اينكه معتقد به حذف فعل باشيم ، و از اين قبيل در كتاب فراوان است و در قسمت نحو ( جمله بندى ) خواهد آمد . 16 - استعمال صفت : الف - ياء نكره چون سبك قديم به آخر موصوف ملحق مىشود : و او موصوف بود به فضلى ساطع و علمى جامع و حلمى رزين و ادبى متين ( ص 342 س 7 ) . سرايى فسيح و خطه‌اى وسيع ( ص 389 س 2 ) و موارد متعدد ديگر . ب - مطابقت صفت با موصوف به ندرت ديده مىشود : با ديگر محمولات مضافات به بخارا رسانيدم ( ص 37 س آخر ) . ج - گاهى ميان موصوف و صفت فعل فاصله شده است و اثر سبك قديم است : سنگهاى مرمر فرادست آوردند مربع و مسدس ، همه روشن و املس ( ص 387 س 9 ) . د - الحاق « به » حرف اضافه يا پيشوند به صفت : قلعهء او در واسطهء بيشه‌هايى بانبوه نهاده . . . ( ص 383 س 4 ) .

اختصاصات نحوى ، جمله بندى

جملات اغلب مطابق قياس است و افعال در آخر جمله آمده ، ليكن در برخى از موارد براى رعايت معنى تقديم و تأخيرى روى داده است و گاهى نيز به سبب تأثر از متن عربى ( تاريخ عتبى ) اجزاى جمله پس و پيش شده ، اينچنين : الف - تقديم و تأخير به سبب رعايت معنى و نكات معنوى از قبيل : « و او پادشاهى بود از جملهء پادشاهان بزرگ هند » ( ص 379 س 2 ) كه در مقام توصيف است ، « و خويشتن به دار الملك رفت منتظر و مترصد مدد ( ص 227 س 2 ) كه در مقام اختصار است . « غضاضتى تمام باشد مجاورت كسى كه در اهبت و عدت پادشاهى پيشتر و بيشتر از ملك باشد ( ص 136 س 5 ) كه روى « غضاضت » تكيه شده است . ب - قيود و صفات پس از فعل مىآيد و اين در كتاب حاضر شايع است ، از آن جمله است :