به نجاح مقرون شود ، و مرد هشيار به جهد و كوشش مدخل ظفر و پيروزى بطلبد و به صبر و تجلد به مقصود رسد ( ص 61 ) . منظور اين است كه شخص گاهى از رسيدن به مراد باز مىماند ولى بعد بدان مىرسد . . . و موارد ديگر از قبيل « پس در خواتم . . . » ص 45 .
مراعات نظير :
مانند اين عبارت « عذر آن بخواهى و آتش خشم بنشانى و غبار كراهيت بر انگيزى و و آبى بر كار زنى ، كه اگر ما باد غرورى در سر داشتيم بيرون كرديم ( ص 105 ) .
غدر قلادهاى است كه يك طرف آن عاجل عار است و ديگر طرف آجل نار ( ص 375 ) .
تجنيس :
انواع تجنيس در اين كتاب به كار رفته است از قبيل تجنيس تام و ناقص و زايد و مطرف و تجنيس خطى و مركب ، چنان كه در اين مثال :
و از مخترق كورهء عالم خود را در محترق كورهء عنا و الم انداخت ( ص 127 ) ميان دو لفظ كوره ، نخستين به معنى ناحيه و دوم به معنى كورهء آتش ، تجنيس تام ، و ميان مخترق و محترق ، و نيز عالم و الم تجنيس زايد است .
جز آنچه گفته شد گاهى عبارات كتاب از ايهام و ترصيع و غيره خالى نيست ، ترصيع مانند :
چون امير سيف الدوله « تخبط ايشان در مهلكهء ضلال و توسط ( ايشان ) در مسبغهء آجال » مشاهدت كرد . . . ( ص 175 ) كه عبارت ميان گيومه صنعت ترصيع دارد ولى كلمهء « ايشان » در بار دوم مطابق نسخهء « چت » ( ص 208 ) است و در نسخ خطى موجود نيست .
و ايهام مانند :
در اين غرقاب ، جان جز به كشتى عنايت نوح به ساحل سلامت نرسد و اين سيلاب محنت جز به يمن دعوت نوح به زمين فرو نشود . ( ص 99 ) كه ظاهر عبارت راجع به نوح بن سامانى است ولى به داستان طوفان نوح نيز ايهام دارد .