تشبيه و تمثيل :
تشبيهات و تمثيلات كتاب نيز فراوان است و در غالب مواد شباهت تامى به كليله و دمنه دارد .
تشبيه مانند :
نفرين بر دنياى فانى و روزگار غدار باد كه چون سوسمار بچهخوار و چون روباه محتال و چون گرگ مغتال و چون سايه منتقل و چون سراب بىحاصل است ( ص 147 ) .
جايى كه سليمان ملك برسد سزد كه اگر چون مور كمر خدمت ببندم و بدين خط چون پاى ملخ جزوى چند نويسم . . . ( ص 7 ) .
و لشكر بيگانه چون سيل باشد كه اگر چه هايل نمايد زود بگذرد ( ص 112 ) .
و بندگان قديم و خدمتگاران موروث بر مثال كبوتران سراى باشند كه اگر چه در فضاى هوا پرواز كنند و گرد جهان بر آيند عاقبت بمسكن قديم گرايند « تشبيه و تمثيل » ( ص 124 ) .
و نيز صفحات 100 ( مار آزرده . . . ) و 49 و 50 ( خون از تيغ . . . ) و موارد ديگر .
شواهد تمثيل :
و انديشيد ( پسر سيمجور ) كه عصيان بر ولى نعمت خويش عاقبتى وخيم دارد . . .
و بلا بمقناطيس به خود كشيدن و زهر به گمان چشيدن كار عاقلان نيست . . . ( ص 45 ) .
و ندانست كه بر ديوارى كه به دست خويش اساس آن واهى كرده باشد تكيه نبايد كرد و از مارى كه زخم خورده نكايت او باشد احتراز بايد نمود ( ص 129 ) ، و موارد ديگر .
كنايه و استعاره :
كنايات و استعارات كتاب نيز فراوان است و اين چند سطر را مىتوان نمونهء بارزى از آن دانست :
ملك ( نوح بن منصور سامانى ) فرمود تا همگنان را بگرفتند و در قيد اسار كشيدند و دست سلب و غارت بحشم و خدم او دراز كردند و ساز و سلاح و مواشى همه بستدند و صحيفهء عمر ابو على ( سيمجور ) بر آن صورت ختم شد و شاهين نخوت او كه در هواى كبريا پرواز مىكرد در دام مهانت و مذلت افتاد و توسن طبع او كه سر از چنبر حكم گردون مىپيچيد بستهء عقال و اعتقال گشت و پلنگ كبر او كه با شير فلك مبادرت مىكرد بر دست روباه مكار و خديعت روزگار گرفتار آمد و عقاب رايت اقبال او كه در اوج