شورانيدن شستشو دادن ، متعدى شستن ( و خود را در آن آب شورانند ) ص 382 س 7 .
ط طالب فضلى فضول خواستن ، زيادتطلبى ( طالب فضليها ) ص 38 س 7 .
ع عطفه كردن رك : مقدمهء همين مبحث .
ف فرا نمودن اظهار كردن ، نشان دادن ، وانمود كردن ( و چنان فرا نمود كه حدوث و هن . . . همه نتيجهء ضعف رأى . . . اسلاف وزرا بوده است ) ص 65 س 4 و موارد ديگر .
فرا داشتن واداشتن ، گماشتن ( و ابو على نسفى را باستخراج وجوه و استحثاث اموال فراداشت ) ص 91 س 9 .
فرو شدن مردن ( و معظم سپاه تاش . . . در آن و با فرو شدند ) ص 52 س 3 و نيز همان صفحه س 5 و موارد ديگر .
ق قلاؤزى قلاووزى ، مقدمهء لشكر بودن ، راهبر بودن ( بقلاؤزى لشكر سلطان بايستاد و در پيش مىرفت ) ص 378 س 16 - رك : حاشيهء برهان قاطع مصحح دكتر معين .
قهرمان كارفرما و سرپرست و مباشر ( و از ثقات حضرت ، قهرمانى كافى و معمارى جلد بر ايشان گماشتند ) ص 386 س آخر .
ك كوچ بر كوچ كوچ كنان ، منزل به منزل - ص ؟
ل لاژورد لاجورد - ص 388 س 2 .
م مبيت كردن - ( به تشديد و فتح ياء ) تصميم و گفتگو هنگام شب - ص 348 س 8 . در قرآن كريم آمده :
« وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ »
.