پخش كردن كوفتن و خرد كردن ( و او را [ ابو الحسن عتبى را ] به زخمهاى پياپى و ضربهاى بىمحابا پخش كردند ) ص 59 س 5 .
پذرفتگارى - ص 49 س 2 .
پناه دادن با . . . پناهنده شدن ( صواب آن است كه پناه با كوه دهيم ) ص 120 س 8 .
پهلو تهى كردن يك ديگر را ترك كردن ( و بى محاربت و مناوشت از يك ديگر پهلو تهى كردند ) ص 127 س 6 .
پيش گرفتن عمل كردن و انجام دادن و به جا آوردن ( تا بامداد بر آن موجب كه از حضرت فرمان رسد پيش گيرند ) ص 59 س 12 ، و به معنى متداول امروز ( اتخاذ كردن ) نيز آمده ( چگونه . . . راه اهمال و اغفال پيش گيرم ؟ ) ص 79 س 1 .
ت تاختن - رك : مقدمهء همين مبحث ( لغات و اصطلاحات ) .
تارى تاريك ، ص 93 س 2 .
تحويل كردن منتقل شدن ( او در اين ميان . . . به معسكر چناشك تحويل كرده ) ص 348 س 3 ، و موارد ديگر .
ج جاى مرتبه و محل ( ابو على و فايق دو بندهء حضرتاند و اگر چه سمت عصيان دارند و در كفران نعمت قدمها گزاردهاند ( كذا ) . . . جاى خويش بديدند و سزاى خود يافتند ) ص 124 س 11 .
چ چالش زد و خورد ، جنگ و جدال - ص ؟
د دست بداشتن دست بازداشتن ، دست كشيدن ( سپاه دست از قتل بداشتند ) ص 83 س 3 .
دست برد غلبه و فتح ، ص 121 س 16 .
دست بردن غلبه و فتح كردن ( اگر لشكر خراسان فخر الدوله را مدد دادندى آن مصاف
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 552
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٥٥٢