ب با پس پشت گذاشتن پشت سر گذاشتن ( تا بيست رجب . . . ماجون با پس پشت گذاشته بودند ) ص 378 س آخر .
با خويشتن گرفتن همراه كردن و به خود ملحق ساختن ( و لشكر را باز خواند و جمعى را كه دستورى يافته بودند و به سر اقطاع رفته بر سبيل استعجال با خويشتن گرفت ) ص 118 س 6 .
باديد پديد . رك : تعليقات ، ص 514 .
باز بريدن قطع كردن ، جدا كردن ( تا او بتدريج حواشى مملكت باز مىبريد . . . تا به اسپيجاب رسيد ) ص 92 س 16 .
باز بستن الحاق و پيرو كردن و همراه نمودن ، ص 47 س 12 .
باز دادن باز كردن ( جمعى به هواى سلطان بيرون آمدند و راه لشكر ( محاصره كنندگان ) باز دادند تا در قلعه افتادند ) ص 223 س 15 .
باظهار كردن يا باظهار آوردن اظهار كردن ، ص 237 س 12 .
بتازگى مجددا ، از نو ( و در خواستند كه من بتازگى احوال ايشان بخواجه انها كنم تا در مهم ايشان . . . مسارعت نمايد ) ص 61 س 5 .
به تيغ در آمدن كشته شدن به تيغ ، ص 380 س 14 .
بحاصل كردن حاصل كردن ، ص 221 س 1 .
بر كار كردن ص 8 س 9 .
برگ گردن ايستادن - مقاومت و پافشارى كردن ، ص 393 س 13 .
بزيدن وزيدن ، ص 59 س 13 .
بودن درنگ كردن ، اقامت كردن ( و مدت چهار سال در ظل رفاهيت آن بقعه ببود ) ص 213 س 6 .
بهامون آوردن ويران كردن ، با خاك يكسان كردن ( بسى قلعه از قلعهء تو حصين تر بهامون آورده است ) ص 384 س 14 .
پ پاى افشردن پافشارى و مقاومت ( در آن حادثه پاى بيفشردند ) ص 51 س 7 .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 551
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٥٥١