تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
شكسته بود و آن دست برده ) ص 51 س 18 . دست كار - رك : مقدمهء همين مبحث . دستورى اجازه - ص 118 س 7 . دست يكى داشتن اتحاد و يگانگى - ص 29 س 7 . دل نمودگى - ص 76 س 10 - رك : تعليقهء همين صفحه . دوستكانى - رك : لغات . ر رحلت كردن - رك : مقدمهء همين مبحث . رگ : باز گرفتن ظاهرا به معنى سستى و كاهلى است ( اما از روى مناقشت و حسد تهاون نمودند و رگ باز گرفتند ) ص 59 س 19 . ز زاستر زانسوتر - ص 126 س 4 . زبان دادن قول دادن - ص 23 س 7 . س سربازى كردن - سرباختن و فداكارى ( لشكر ديلم در آن حادثه پاى بيفشردند و سربازيها كردند . . . ) ص 51 س 7 . سلسله جنباندن ادعاى حكومت داشتن ، عصيان كردن ( و بقاياى اسياف ( هندوان ) را كه در اقاصى آن نواحى سلسله مىجنبانيدند متلاشى گرداند ) ص 390 س 3 . ش شادمانگى شادمانى ( حاشيهء ص 98 ) . رك : « دلنمودگى » تعليقهء ص 76 . شبگير كردن ظاهرا شب را به روز رسانيدن ( شبى در قطع آن مراحل . . . شبگير كردم ) ص 29 س 9 . شبيخون كردن شبيخون زدن ( در نسخهء ديگر : شبيخون آوردن ) ص 275 س 12 . شمشير در كسى بستن از دم شمشير گذرانيدن ( و شمشير در ايشان بست ) ص 389 س 11 .