تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
« سلطان ارسلان جاذب را به قهستان فرستاد تا ابو القاسم سيمجورى را از آن ناحيت بيرون تازد » . ( ص 180 س 2 ) . و چون او را ( باىتوز را ) از آن ناحيت بتاختند ( ص 24 س 7 ) . همين معنى در ديگر متون قديم نيز ديده مىشود . عطفه كردن - در موارد مكرر از اين كتاب به معنى بازگشتن به ناگهان آمده : « سلطان بفرمود تا بر سبيل استدراج . . . لشكر او پشت فرا دادند و آن مدابير بدان خدعت مغرور گشتند . . . و لشكر سلطان عطفه كردند و همه را بر مضاجع قتل . . . بخوابانيدند » ( ص 313 س 17 ) رك : لغات كتاب . جز آنچه ذكر شد لغات و اصطلاحات ديگرى نيز در كتاب به كار رفته كه غالبا استعمال خاص دارد و بعضى از آنها در متون ادبى قرن پنجم و ششم شايع است . اينك اين لغات و اصطلاحات را مرتب به حروف تهجى در زير مىآوريم و در برخى از آنها عبارت شاهد را نيز ذكر مىكنيم و در موارد لازم به ذكر معانى لغات نيز مىپردازيم : آ آسايش دادن آسايش كردن و آسودن ( خواست كه تا آخر سال آسايشى دهد ) ، ص 377 . آغاليدن تحريك كردن و شورانيدن ص 120 س 10 . آمدن - فعل معين شدن ( عاجز آيد - نوشته آمد - تفويض فرموده آمد ) در موارد مكرر . الف اعتداد مقررى و اقطاع ص 237 س 8 - رك : لغات . اعلام دادن اعلام كردن ، آگاه كردن - در موارد مكرر . اغرا دادن اغرا كردن ، واداشتن - ص 243 س 8 . افتادن به هزيمت به شهرى يا محلى رفتن و پناهنده شدن ( و نصر از پيش او به هزيمت به سمنان افتاد ) ص 242 س 6 و موارد ديگر . الطاط - رك : لغات كتاب . ايستادگى كردن - ثابت ماندن ، مداومت كردن ( و اصحاب اطراف بر منهاج عبوديت بالتزام حمل و اتاوت و اقامت رسوم خدمت ايستادگى كردند ) ص 35 س 15 .