« سلطان ارسلان جاذب را به قهستان فرستاد تا ابو القاسم سيمجورى را از آن ناحيت بيرون تازد » . ( ص 180 س 2 ) . و چون او را ( باىتوز را ) از آن ناحيت بتاختند ( ص 24 س 7 ) .
همين معنى در ديگر متون قديم نيز ديده مىشود .
عطفه كردن - در موارد مكرر از اين كتاب به معنى بازگشتن به ناگهان آمده :
« سلطان بفرمود تا بر سبيل استدراج . . . لشكر او پشت فرا دادند و آن مدابير بدان خدعت مغرور گشتند . . . و لشكر سلطان عطفه كردند و همه را بر مضاجع قتل . . . بخوابانيدند » ( ص 313 س 17 ) رك : لغات كتاب .
جز آنچه ذكر شد لغات و اصطلاحات ديگرى نيز در كتاب به كار رفته كه غالبا استعمال خاص دارد و بعضى از آنها در متون ادبى قرن پنجم و ششم شايع است . اينك اين لغات و اصطلاحات را مرتب به حروف تهجى در زير مىآوريم و در برخى از آنها عبارت شاهد را نيز ذكر مىكنيم و در موارد لازم به ذكر معانى لغات نيز مىپردازيم :
آ آسايش دادن آسايش كردن و آسودن ( خواست كه تا آخر سال آسايشى دهد ) ، ص 377 .
آغاليدن تحريك كردن و شورانيدن ص 120 س 10 .
آمدن - فعل معين شدن ( عاجز آيد - نوشته آمد - تفويض فرموده آمد ) در موارد مكرر .
الف اعتداد مقررى و اقطاع ص 237 س 8 - رك : لغات .
اعلام دادن اعلام كردن ، آگاه كردن - در موارد مكرر .
اغرا دادن اغرا كردن ، واداشتن - ص 243 س 8 .
افتادن به هزيمت به شهرى يا محلى رفتن و پناهنده شدن ( و نصر از پيش او به هزيمت به سمنان افتاد ) ص 242 س 6 و موارد ديگر .
الطاط - رك : لغات كتاب .
ايستادگى كردن - ثابت ماندن ، مداومت كردن ( و اصحاب اطراف بر منهاج عبوديت بالتزام حمل و اتاوت و اقامت رسوم خدمت ايستادگى كردند ) ص 35 س 15 .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 550
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٥٥٠