تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
آقاى دبير سياقى در متن به تصحيح قياسى « بچهرا » آورده‌اند و علت اين قياس معلوم نيست و ظاهرا همان بجير است و مىتوان گفت بجيرا ( يا بچيرا ) با بچهرا دو گونه تلفظ است از يك نام . 153 - ص 278 س 13 ، مولتان - به ضم ميم و سكون لام ، كه بيشتر آن را ملتان گويند ، از بلاد هند در جانب غزنين است ( رك : معجم البلدان ذيل مولتان و ملتان ) . منينى به نقل از تقويم - البلدان آرد : ملتان از بلاد سند است و مردم آن بلاد ملطان به طاء گويند ( فتح الوهبى ج 2 ص 72 ) . براى تفصيل رجوع شود به معجم البلدان و فتح الوهبى صفحات مذكور و نيز ترجمهء صورة الارض از نگارنده ( فهرست ) . 154 - ص 280 س 15 ، كرمت غزوتاك . . . - به گفتهء كتاب حاضر از ابو تمام طائى است . منينى ( فتح - الوهبى ج 2 ص 76 ) گويد : ابو تمام در اين قصيده كه 72 بيت است مدح گفته است ابو سعيد محمد بن يوسف طائى را ، و مراد از دو غزوه يكى غزوهء دروليه و ديگرى غزوهء عقرقس است و در همين قصيده از هر دو نام برده است . مطلع قصيده اين است :
ما عهدنا كذا نحيب المشوق * كيف والد مع آية المعشوق
155 - ص 282 س 8 ، جن . . . - شعر از راجز شاعر عرب است . رك : فتح الوهبى ج 2 ص 87 ، اين بيت در جهان‌گشاى جوينى ( چاپ خاور ج 3 ص 19 ) نيز آمده است . 156 - ص 283 س 7 ، و كردگيلان ولايت دست به قتل و نهب آوردند - چنين است در نسخ خطى جز « مب » كه « كرد ولايت گيلان » ضبط شده ، اما در نسخ چاپى « كراگله » آمده ، كه ظاهرا جمع كردگيلان ( به معنى طائفه كردگيلان ) نظير چراكسه و هياطله است . در متن تاريخ عتبى نيز « كراكله » است . منينى به نقل از صدر الافاضل گويد : كراكله گروهى را خوانند كه نهانى و به طور غير منتظره حمله كنند ، و مفرد آن كركيل به ضم كاف است ، و شايد اصل آن كردكيل است . آن گاه به نقل از كرمانى آرد : كراكله جمع كركيل نام بد كاران طبرستان است . رك : فتح الوهبى ج 2 ص 80 . 157 - ص 288 س 5 ، ظهر الحق . . . - از اين قصيده دو بيت اول در جهان‌گشاى جوينى ( چاپ كلالهء خاور ص 45 ) آمده . تمام قصيده ( 35 بيت ) در فتح الوهبى ج 2 ص 88 مندرج است ، بدانجا رجوع شود . 158 - ص 291 س 11 ، قلعهء بهيم نغز - نام دو قلعه است در بلاد هند ( حاشيهء چاپ سنگى ص 301 ) . اين نام در نسخه‌هاى خطى و چاپى به صورتهاى بهيم بغرا و « بهيم » مطلق نيز آمده ولى ظاهرا « بهيم نغر » درست است . در تاريخ گرديزى ( ص 54 ) به صورت « بهيم نگر » و در ديوان