آنندراج گويد : نام گروهى كه بلاد فراخ دارند ملصق به حد روم ، و نيز دهى است در قدس . انتهى . رك : كتاب مركوارت ( فهرست ) و يادداشتهاى قزوينى ذيل بر طاس ، و ترجمهء صورة الارض از نگارنده ، ص 133 - 137 و 139 .
143 - ص 257 س 1 ، ابو الطمحان - ابو الطمحان قينى شاعرى است از قبيلهء بلقين يعنى بنى القين ، شعر نيكو مىگفت اما فاسق بود ، و صاحب عيون الاخبار شعر مذكور را به لقيط بن زراره نسبت داده ، شايد هم لقيط به ابيات ابو طمحان تمثل كرده باشد . رك : فتح الوهبى ج 2 ص 31 .
144 - ص 162 س 9 ، نسب كأن . . . - شعر از ابو تمام است از قصيدهاى در مدح خالد بن يزيد شيبانى .
رك : فتح الوهبى ج 2 ص 56 .
145 - ص 263 س 5 ، وقت محاضرات و محاورات بر حدقه سخن ايراد كرده . . . - چنين است در نسخههاى خطى ، و در چت و چق به حذاقت تبديل شده ، و نابجا به نظر مىرسد ، در اقرب الموارد آمده :
تكلمت على حدق القوم ، اى و هم ينظرون الى ، سخن گفتن در حالى كه شنوندگان متوجه گوينده باشند ( فى البداهه ) . و بى شك اين معنى مراد مترجم بوده است اما چرا به جاى حدق ، حدقه آورده شايد مصدر باشد يا دليل ديگرى داشته باشد كه بر نگارنده معلوم نگرديد . در متن عتبى ( فتح الوهبى ج 2 ص 56 ) بدين سان آمده : فلم تبق يتيمة خطاب . . . الا و هى عرضة خاطره و نهزة هاجسه .
146 - ص 263 س 12 ، و شادن . . . - در مورد اين ابيات كه مخالف اخلاق و شرع اسلام مىنمايد ، به سيد شريف ( گويندهء شعر ) كه از اولاد حسين ( ع ) است و نيز به عتبى كه آن را نقل كرده ، ايراداتى وارد ساختهاند . رك : فتح الوهبى ج 2 ص 57 .
147 - ص 268 س 9 ، لقانق - در نسخهها لقانق است جز « مب » و متن تاريخ عتبى كه نقانق ضبط كرده . اين لغت معرب لكانك يا لكانه است و هر دو اينها ظاهرا مصحف نكانه يا نكانكاند .
در تعريب آن نقانق نيز گفتهاند . به طور كلى در فرهنگهاى فارسى لكانه ، لكانك ، نكانه ، نكانك ، نقانق ، لقانق ، زونج ، عصيب ، چرغند ، مالكانه ، همه به معنى رودهء گوسفند به گوشت ( يا گوشت و جگر ) آكنده و پخته آمده است ( تقريبا نظير كالباس امروزه ) و در مقدمة الادب زمخشرى به صورتهاى لكانه و لكونه و لكامه آمده ، و لكامه سختويا معنى شده است ، و سختوبا آش اشكمبه است . ( رك : مقدمة الادب چاپ دانشگاه ج 1 ص 345 ) .
طيان مرغزى گويد :
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 533
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٥٣٣