تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
128 - ص 213 س 12 ، من ذا الذى . . . - در معنى بيت اول اشتباه شده ، صعبة به معنى ستور سركش ، و صعده به معنى نيزه‌اى است كه بندهاى آن راست باشد . مفهوم بيت چنين است : كيست آن كه روزگار اسب سركش او را رام نتواند كرد و دست روزگار نيزهء او را نرم نتواند ساخت . 129 - ص 224 س 2 ، يكى از اهل عصر . . . مراد خود ابو نصر عتبى است . رك : تعليقهء ص 60 . 130 - ص 226 س 7 ، قل للذى . . . - منينى در فتح الوهبى ( ج 1 ص 391 ) در صحت انتساب اين قصيده به قابوس ترديد كرده گويد : در بعضى تعليقات ديدم كه اين چهار بيت از ابو قابوس نصرانى است كه در آن هارون الرشيد از فضل بن يحيى استعطاف كرده است ، و اللّه اعلم . آن گاه گويد : برخى از نسخ اين بيت را اضافه دارند :
على دفع الاعادى من اماكنها * و ما على اذا لم يسعد القدر
131 - ص 228 س 2 ، بخفى حنين - مثل است ، و تمام آن اين است « رجع بخفى حنين » . اين مثل را هنگامى گويند كه كسى با نوميدى بر گردد . اعرابيى نزد كفشگرى به نام حنين آمد و كفش خواست ، در بهاى آن اختلاف كردند . حنين خشمگين شد و از راه حيله ، يك لنگه از كفش را در سر راه اعرابى و لنگهء ديگر را به فاصله‌اى از آن انداخت . و خود در كمين نشست . اعرابى چون لنگهء كفش را ديد ، گفت چه قدر به كفش حنين شباهت دارد ! اگر لنگهء ديگر نيز بود آن را برمىداشتم . سپس به راه افتاد ، چون به لنگهء ديگر رسيد پشيمان شد كه چرا اولى را بر نداشته است . شتر خود را خوابانيد و آن را برداشت و براى اخذ لنگهء ديگر برگشت . حنين از كمين در آمد و شتر را با محمولاتش با خود برد . اعرابى چون نزد قوم خود برگشت پرسيدند چه آوردى ؟ پاسخ داد : بخفى حنين ، يعنى با دو كفش حنين . ( از مجمع الامثال ميدانى ) . در همين كتاب داستان به قسم ديگر نيز ذكر شده است . رك : مجمع الامثال ص 255 و فرائد الادب المنجد . 132 - ص 228 س 7 ، بناحيت كوه شهريار - در حاشيهء چاپ سنگى ص 261 آمده : شهربار با باء موحده است و آن را شهربار كوه نيز گويند . اين نام در معجم البلدان نيامده است . 133 - ص 234 س 3 ، شموس . . . - مطلع قصيده اين است :
يدور عليها من لثام سحائب * قلوب العدى من ذكرهن قوالب
رك : فتح الوهبى ج 1 ص 407 . 134 - ص 234 س 5 ، و ما لقبوك . . . - مصراع دوم يعنى « بأنك شمس و الملوك كواكب » تضمينى است از بيت معروف « نابغه » در قصيدهء غراى خود كه در مدح نعمان بن منذر سروده ،
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 530 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني