از مجموع آنچه نقل گرديد مىتوان حدس زد كه برغش ( به فتح اول و سوم وراء مهمله و غين معجمه ) صحيح باشد ، و به طور كلى در فتح اول و سوم شكى نمىماند و شعر مضراب پوشنجى نيز اين نظر را تأييد مىكند .
99 - ص 156 س 3 ، عبد اللّه غرير - رك : تعليقهء ص 64 .
100 - ص 156 س 3 ، و عبد اللّه بن غرير از قصد ناصر الدين با عالى ما وراء النهر افتاده بود چون خبر وفات ملك نوح به دو رسيد . . . - عبارت مترجم ( جرفادقانى ) اندك ابهام و تزلزلى دارد ، و مضمون اصل كتاب چنين است : عبد اللّه بن غرير ، ابو منصور محمد بن حسن اسبيجابى را تطميع كرد به سردارى سپاه ، كه به همراهى او به بخارا در آيند و از ايلكخان در اين باب استعانت كنند . ايلكخان تا سمرقند آمد و اين دو تن همراه او و در سپاه او بودند تا اين كه ايلك خان در ظاهر سمرقند منزل كرد . در اين حال ابو نصر با اندكى از غلامان خود به قصد زيارت حضرت ايلك به خدمت او رسيد ، ايشان را به بهانهء مهمانى محبوس داشت ، و ساير لشكر در تنجيم مشغول بودند . ناگاه ايلكخان به گرفتن ابو منصور و ابن غرير فرمان داد و غل بر گردن و قيد در پاى ايشان نهاد . . . ( نقل با مختصر تغيير از حاشيهء نسخهء چت ص 185 ) .
101 - ص 161 س 2 ، رضيت لك . . . - سرايندهء شعر در نسخهء اساس از كتاب حاضر سيف الدولهء حمدونى آمده ليكن صحيح حمدانى است و ما همين ضبط را برگزيديم ، چنان كه در متن تاريخ عتبى ( فتح الوهبى ج 1 ص 276 ) و نيز در تاريخ آداب اللغة تأليف جرجى زيدان ( چاپ دار الهلال ج 2 ص 266 ) و يتيمة الدهر ثعالبى « حمدانى » است . صاحب فتح الوهبى گويد : سيف الدوله على بن عبد اللّه حمدانى ممدوح ابو الطيب متنبى و والى شام بود و برادرش ناصر الدوله والى موصل و ديار ربيعه بود . اين ناصر الدوله پس از پدرش حكومت را به دست گرفت و براى برادرش حقى قائل نشد » . جرجى زيدان ( آداب اللغه ج 2 ص 266 ) گويد : « سيف - الدوله ابو الحسن على صاحب حلب ( از سال 333 تا 356 ) و ممدوح متنبى ، و اديب و شاعر و نقاد شعر بود » و نيز رك : يتيمة الدهر ثعالبى .
102 - ص 163 س 8 ، سفع الدؤب . . . - اين ابيات از قصيدهء ابى تمام است در مدح مأمون ، به مطلع :
دمن الم بها فقال سلام * كم حل عقدة صبره الايام
در فتح الوهبى علاوه بر سه بيت مذكور در كتاب حاضر ، اين بيت نيز آمده است :
آساد موت مخدرات مالها * الا الصوارم و القنا آجام
رك : فتح الوهبى ج 1 ص 279 و 280 .