بنا يافت . و معنى طبر ، كوه است . در حاشيهء ترجمهء تاريخ يمينى ( چاپ سنگى ص 182 ) چنين مندرج است : اين قلعهء طبرك در رى بوده است كه دار الملك فخر الدوله بود و الآن آثار عمارت طبرك مثل آثار شهر رى باقى است و چشمهاى مشهور به « چشمه على » در ميان قلعهء طبرك بوده است ، و در اصفهان نيز قلعهاى است به همين نام و اكنون با اندك خرابى موجود است . انتهى .
براى تفصيل بيشتر رجوع شود به نزهة القلوب چاپ لندن ص 198 و فهرست حبيب السير چاپ خيام و مجمل التواريخ و القصص و قاموس الاعلام تركى و فهرست تاريخ گزيده و جهانگشاى جوينى ج 2 و جامع التواريخ رشيدى ص 143 و شد الازار ص 362 و اخبار الدولة السلجوقيه ص 19 و لغت نامهء دهخدا ذيل طبرك و فتح الوهبى ج 1 ص 262 .
96 - ص 150 س 11 ، هى الدنيا . . . - اين قطعه به گفتهء كتاب حاضر از ابو الفرج ساوى است . ثعالبى در يتيمة الدهر ( ج 3 ص 211 ) گويد : ابو الفرج از كاتبان مشهور صاحب بن عباد است كه بحسن خط معروف بود و از بلاغت حظى وافر داشت . صاحب در حق وى گفته است : خط ابى الفرج يبهر الطرف و يفوت الوصف و يجمع صحة الاقسام و يزيد فى نخوة الاقلام . او را اشعارى است و مشهورترين آنها مرثيهاى است دربارهء فخر الدوله كه به اين مطلع آغاز مىشود :
هى الدنيا تقول بملء فيها * حذار حذار من بطشى و فتكى . . .
ثعالبى همهء ابيات مذكور در كتاب حاضر را آورده است . رك : يتيمة الدهر ج 2 ص 211 و فتح الوهبى ج 1 ص 262 - 264 .
97 - ص 154 س 7 ، و دارت على صمصام دولة بوية . . . - ظاهر بيت اشعار دارد به اينكه مراد شاعر صمصام الدوله پسر عضد الدوله باشد ، اما منينى ( فتح الوهبى ج 1 ص 267 ) گويد : مراد فخر الدوله است نه صمصام الدوله ، زيرا پادشاه اخير در حدود سال 379 بر تخت نشست ، و آنانى كه در اين ابيات نامهايشان آمده است فاصلهء وفات آنها دو سال يا كمتر است .
98 - ص 156 س 2 ، ابو المظفر برغشى - محمد بن ابراهيم مكنى به ابو المظفر يا بو المظفر و زير سامانيان ( وزير امير ابو الحارث و وزير پدرش ) بود ولى بعد استعفا كرد ، و به جوز جانان و از آنجا به نيشابور رفت و تا آخر عمر در آنجا اقامت كرد . مدت سى سال به مطالعهء علوم و تصنيف رسايل پرداخت .
در تاريخ بيهقى ( چاپ وزارت فرهنگ ) داستانى از او نقل شده است . اما در نسبت او در تاريخ عتبى « 1 »
هامش
( 1 ) - ظاهرا مراد ترجمهء تاريخ يمينى است و گرنه در متن عتبى ( فتح الوهبى ج 1 ص 288 ) برغشى به راء آمده . شايد هم چاپ ديگرى از تاريخ عتبى بوده باشد .