تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
به آب انداخت ، و آن گاه رفيق خود را گفت : تو نيز نامهء خود را بگشا تا بخوانند ، ولى او نپذيرفت تا آن كه نامه را به حاكم داد و در همان لحظه او را گرفت و كشت . و در عرب از براى كسى كه نوشتهء قتل يا آزار خود را آورد مثل شده است ، گويند : فلان خوطب بصحيفة المتلمس ( از مجمع الامثال به اختصار ) . در كتاب مذكور داستان به تفصيل و با اختلاف نقل شده ، و رك : فتح الوهبى ج 1 ص 228 و فرائد الادب المنجد . 86 - ص 132 س 2 ، سهله - جايى است نزديك بخارا . رك : فتح الوهبى ج 1 ص 230 . 87 - ص 133 س 15 ، نيازى - همين ضبط درست است و نسخه بدل‌ها قابل اعتنا نيست . منينى گويد : نيازى دهى مشهور و فراخ است ، ياء آخر آن ممال از هاء است چه در ديوانهاى ما وراء النهر اين قبيل نامهاى ديهها را كه مختوم به ياء است به هاء نويسند . ياقوت گويد : نيازى به كسر نون و فتح زاء ( نيازا ) دهى است بزرگ ميانهء كش و نسف ، منسوب آن نيازكى است و آن را نيازه هم گويند و منسوب آن را نيازوى آرند . رك : فتح - الوهبى ج 1 ص 232 و معجم البلدان ذيل نيازى . 88 - ص 135 س 10 ، جيوش تضل . . . - اين بيت از قصيدهء زيد خيل طائى است به مطلع :
بنى عامر هل تعرفون اذا غدا * ابو مكنف قد شد عقد الدوائر
و بيت بعد از آن ( جيوش . . . ) اين است :
و جمع كمثل الليل مرتجس الوغى * كثير مواليه سريع البوادر
مبرد از حماد راويه روايت كند كه ليلى بنت عروة بن زيد خيل از پدرش پرسيد كه اسبان پدرت چند رأس بود ؟ گفت : سه رأس ، يكى از آنها اسب خودم بود ! ( فتح الوهبى ج 1 ص 235 ) . در لسان العرب ( ذيل سجد ) فقط مصراع دوم آمده و به جاى « يرى » « ترى » ضبط شده . ابو هلال عسكرى در « صناعتين » به عنوان « قال غيره » آورده با مختصر فرقى ، اين چنين :
و جيش يطل البلق فى حجراتها * يرى الأكم فيه سجدا للحوافر
89 - ص 140 س 7 ، قلوب الناس . . . - گويندهء اين دو بيت ابو منصور پوشنجى ( پوشنگى ، منسوب پوشنگ واقع در هرات ) ملقب به مضراب الشعراء است . وى بيشتر روزگار خود را در بخارا گذرانيد و اشعار نمكين خاصه دربارهء وزرا سرود . دو بيت مذكور در كتاب حاضر را دربارهء ابو الحسن عتبى سروده و ثعالبى آن را از ابو نصر عتبى شنيده و نقل كرده است . ( يتيمة الدهر ثعالبى ج 4 ص 84 ) .