تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
و اقسم قلبى لا يؤوب سروره * مدى الدّهر الّا ان عزمت ايابا رضينا من الايّام اذ ابت سالما * و كنّا عليها قبل ذاك غضابا و حقّ علينا الحمد حين تحقّقت * مواعيد دهر لم يزلن [ 1 ] سرابا و قرّت بك العين التى عبراتها * طفون على بحر الجفون حبابا اعد نظرا نحوى ليرجع [ 2 ] نضرتى * و اعتاض من بعد المشيب شبابا و هوّن عليك العسر انّ وراءه * من اليسر يوما مرجعا و مآبا و من علّقت كفّاه بالصبر يكتسب * من النّجح ما لم يحتسبه حسابا و لا تغلق [ 3 ] الايّام بابا من المنى * على المرء الّا و هى تفتح [ 4 ] بابا « 1 »
و اگر در شرح معالى و معانى كه ذات معظّم اين خواجهء مكرّم و وزير بىنظير بدان ممتاز است بسطى رود باستغراق اوراق بپايان نرسد و به هيچ اطناب و اسهاب استكمال آن بلكه شرح جزوى از اجزاء آن مقرّر نگردد . و درين ايّام كه قحط سال فضل و فضايل است ، و روزگار جافى بر حقد اهل آداب و ارباب هنر كمر بسته است ، و كوكب [ 5 ] صناعت در مهاوى هبوط موبّل گشته [ 6 ] ، و جهل استيلا يافته ، كمال فضل و علوّ همّت و سعت صدر و غزارت نحر [ 7 ] و يمن نقيب و صدق لهجت و شرف ابوّت
هامش
[ 1 ] - مب : ما يظن [ 2 ] - لد : تحدى لترجع [ 3 ] - لد : و لا يغلق [ 4 ] - لد : يفتح [ 5 ] - چت ، چق : + اصحاب [ 6 ] - مب ، صو : هبوط افتاده [ 7 ] - شع ، صو ، لد ، چت ، چق : بحر ( 1 ) دل من سوگند خورده است كه در سراسر روزگار شادى را باز نيابد مگر آن گاه كه عزم بازگشت كنى - بر ما شايسته است كه سپاسگزار باشيم زيرا وعده‌هاى روزگار كه همواره چون سراب بودند تحقق يافتند - روشن شد به وسيلهء تو چشمانى كه اشكهاى آنها در درياى پلك‌ها حباب‌ها ساختند - نگاه خود را به سوى من بازگردان ، تا نضرت و شادى من باز گردد و پيرى من به جوانى بدل شود - دشوارى را بر خود آسان كن زيرا كه روزى پس از دشوارى ، آسانى باز مىگردد - هر كس دست‌هاى خود را به صبر بر آويزد به چنان رستگارى مىرسد كه هرگز آن را گمان نمىكرد - روزگار درى از آرزوها را به روى مرد نمىبندد مگر اين كه درى ديگر مىگشايد .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 16 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني