تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
55 - ص 95 س 5 ، ذكر آمدن بغراخان - در نسخه‌هاى خطى عنوان چنين است : « ذكر آمدن بغراخان به بخارا و رفتن ملك نوح » ولى در نسخهء « چت » افزوده : بن منصور و باز آمدن او به بخارا بعد از رفتن بغراخان » . در حاشيهء چت گويد : عبارت اصل عتبى در معنى اين عنوان مطابق اين ترجمه است ، و آن اين است : « ذكر ورود بغراخان ببخارى و هجرة الرضى ( نوح ) عنها و انصرافه ثانيا اليها بعد انفصال بغراخان عنها « ( رك : فتح الوهبى ج 1 ص 169 ) ، ليكن چون عنوان بعدى « در ذكر رفتن بغراخان از بخارا و معاودت ملك نوح ببخارا » مىباشد قسمت « و باز آمدن او به بخارا . . . » در اينجا زايد به نظر مىرسد . اين مطلب كه از حاشيهء « چت » نقل شد درست است و چنان كه گفتيم نسخه‌هاى اساسى ، مطابق همين نظر است و شايد جرفادقانى مترجم كتاب حاضر به اين نكته توجه داشته است . 56 - ص 95 س آخر ، عبد اللّه بن غرير - رك : تعليقهء ص 64 . 57 - ص 96 س آخر ، مواعيد عرقوب - عرقوب نام مردى از عماليق بود . برادرش از او چيزى خواست . عرقوب گفت : وقتى كه اين درخت خرما شكوفه باز كند شكوفه‌اش مال تو باشد . چون هنگام شكوفه آمد گفت : صبر كن تا سرخ شود ، چون سرخ شد گفت صبر كن تا رطب شود ، چون رطب شد گفت صبر كن تا خرماى رسيده گردد ، چون هنگام چيدن فرار رسيد عرقوب شبانه همهء خرما را چيد و به برادرش چيزى نداد . اين موضوع براى خلف وعد مثل گرديد ، اشجعى گويد :
وعدت و كان الخلف منك سجية * مواعيد عرقوب اخاه بيثرب
( از مجمع الامثال ميدانى چاپ سنگى تهران ص 648 ) رك : همين كتاب مذكور و فرائد - الادب المنجد . 58 - ص 97 س 2 ، و انما تحتاج . . . - به تصريح خود كتاب حاضر از انشاى ابو على دامغانى ملقب به عماد الدوله ( رك : فتح الوهبى ج 1 ص 173 ) است و تعبير « عمادها » در جملهء مذكور اشاره به همين لقب است . در لغت نامهء دهخدا آمده : ابو على دامغانى اندك مدتى وزير امير نوح سامانى پيش از ابو على بلعمى و بعد از عبد اللّه غرير بود ( لغت نامه ، ذيل ابو على ) . 59 - ص 99 س آخر ، الحزم سوء الظن - يعنى دور انديشى ، داشتن سوء ظن است . ميدانى در مجمع الامثال به صورت : « الحزم سوء الظن بالناس » آورده و آن را به اكثم بن صيفى تميمى نسبت داده است . و رك : فرائد الادب المنجد . 60 - ص 100 س 2 ، من يزرع الشوك لم يحصد به عنبا - چيدن انگور را قطف گويند نه حصد ، ولى در اين مثل