تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
26 - ص 38 س 5 ، هذى عزائم . . . - شعر از ابو طالب مأمونى است . وى از اولاد ابو العباس عبد اللّه مأمون هفتمين خليفهء عباسى بود و در ادب عرب مهارت داشت . با نوح بن منصور سامانى معاصر بود و به خدمت صاحب بن عباد نيز رسيد و از او نوازش ديد و سر انجام در بخارا به سال 383 ه . ق . در گذشت . قطعه شعر ديگرى نيز در سطور بعد از همين شاعر نقل شده است . 27 - ص 39 س 9 ، و أعتب الدهر . . . - چنان كه در خود كتاب حاضر آمده از لجام شاعر است و مطلع قصيده اين است :
الشيخ اكبر من مدحى و اكثارى * لكن احلى بذكر الشيخ اشعارى
ثعالبى در يتيمة الدهر ج 4 ص 172 گويد : ابو الحسن على بن حسين اللجام حرانى از شياطين انس بود . در ايام نوح بن نصر سامانى به بخارا آمد و تا آخر ايام سديد منصور بن نوح گاه به ترقى و گاه به تنزل و گاه مديحه‌سرا و گاه هجاگوى بود و اكثر در ذم و هجا سخن مىگفت ، چنان كه وزرا و صدور از زبان او در آزار بودند . رجوع شود به همين كتاب و فتح الوهبى ج 1 ص 95 . در حاشيهء تاريخ يمينى چاپ 1272 از قول بعضى نقل شده است كه لجام به همين اوصاف همان تغلبى شاعر است . اما نام « لجام » به قطع و يقين با جيم است نه لحام . رك : يادداشت‌هاى قزوينى ج 7 ص 12 و نامهء بديع الزمان همدانى به نقل همان يادداشتها . 28 - ص 39 س 10 ، تجرى مكارمه . . . - در فتح الوهبى ( 1 : 95 ) تجزى از مصدر « اجزاء » نقل شده يعنى مكارم او در « نه » و « آرى » بسنده مىشود . 29 - ص 41 س 9 ، اذا تم امر - در كتاب الصناعتين ابو هلال عسكرى ( چاپ اول مصر ص 39 ) اين بيت آمده ، ولى مؤلف گويندهء آن را معلوم نكرده است . 30 - ص 44 س 2 ، سبوها پر مار - متن عربى تاريخ عتبى ( فتح الوهبى 1 : 101 ) چنين است : « و قذفا بجرب الافاعى » . منينى گويد : جرب جمع جراب ( كيسهء چرمى ) است ، و برخى گفته‌اند جرب جمع اجرب ، و صفت مار است ، اما نجاتى در شرح خود بر تاريخ عتبى آرد : در يكى از نسخه‌هايى كه بر جرفادقانى مترجم تاريخ يمينى خوانده شده « بجرات الافاعى » ضبط گرديده و آن جمع جره به معنى سبوست و ترجمهء يمينى هم شاهد همين معنى است ( در كتاب حاضر « سبو » آمده ) و اين ضبط صحيح مىنمايد زيرا كيسهء چرمى موقع انداختن شايد پاره نشود اما سبو در هوا مىشكند و آن گاه كه به زمين رسيد مارها به صورت پراكنده به زمين مىريزد و مدافعان قلعه را مىگزد و مراد همين است .