تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
( از تعليقات چهار مقاله به كوشش دكتر معين ص 75 و 76 ) . 13 - ص 12 س 1 ، لقد تركت . . . - اين قصيده از خود مترجم يعنى جرفادقانى است ، ولى در نسخه‌هاى چت و چق پس از ذكر قصيده اين عبارت اضافه آمده است : « قصيده را تمام نياورد چه هر كه مطالعه فرمايد از يك بيت غزارت فضل گوينده و جزالت لفظ و دقت معنى محقق و مصور گردد و حاجت به اطناب و اسهاب نيفتد » . اين عبارت قطعا از الحاقات كاتبان است ، زيرا در صورتى كه قصيده از جرفادقانى مترجم تاريخ يمينى باشد ، بودن چنين مطلبى كه در ستايش خود اوست بعيد مىنمايد . در نسخ خطى عبارت فوق نيامده است . 14 - ص 18 س 11 ،
ليس من اللّه بمستنكر * أن يجمع العالم فى واحد
شعر از ابو نواس است و در كتاب الصناعتين ابو هلال عسكرى به جاى ليس من اللّه ، « و ليس للّه » و در حاشيهء آن به نقل از « الوساطه » و ليس على اللّه آمده است . رجوع شود به كتاب الصناعتين چاپ اول ، مصر ص 216 . در ديوان عنصرى ( چاپ دبير سياقى ص 2 ) آمده :
كس از خداى ندارد عجب اگر دارد * همه جهان را اندر تنى همى تنها .
در ديوان ابى نواس ( چاپ مطبعهء حجازى مصر 1356 ه . ص 152 ) چنين آمده : « و قال ( ابو نواس ) يمدح الفضل بن الربيع :
قولا لهارون امام الهدى * عند احتفال المجلس الراشد انت على ما بك الهدى * عند احتفال المجلس الراشد انت على ما بك من قدره * فلست مثل الفضل الواجد اوجده اللّه فما مثله * أن يجمع العالم فى واحد
چنان كه ملاحظه مىشود مصراع اول بيت با آنچه معروف است مغايرت دارد . 15 - ص 19 س 9 ، تركى نژاد - قس « تركى » در عبارت « التفهيم » بدين سان : آرش تير انداخت از بهر صلح منوچهر كه با افراسياب تركى كرده است . 16 - ص 19 س 9 ، ابو الحسين الخازن - در فتح الوهبى ( ج 1 ص 56 ) چنين آمده : ابو الحسين جعفر بن محمد الخازن يكى از وزراى سامانيان بود . 17 - ص 21 س 6 ، عمرو بن اطنابه يا عمرو بن عامر - وى عمرو بن عامر بن زيد مناة كعبى خزرجى از سواران و شاعران عرب در دورهء جاهليت و اشرف قبيلهء خزرج بود . اطنابه بنت شهاب مادر او از بنى قين بود . بعضى از راويان او را از ملوك عرب در جاهليت مىشمارند . وى در مدينه اقامت داشت و در يكى از جنگهاى خزرج با اوس بزرگ قبيله بود . معاويه گويد : در جنگ صفين پايم را در ركاب گذاشتم تا بگريزم ، قول ابن اطنابه از فرارم مانع شد كه گويد :