تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
گرفت برو حملهء برد و چون شير درنده برو وثبتى كرد و كين‌توزى نمود ، و آنچه او را از پى فسوق و فجور داده بود باز مىخواست و هر چه ببازار فساد در بهاى متاع شهوت داده بود استرداد و استرجاع مىكرد . و پنداشت كه اين صنعت او را از سمت ملامت مصون دارد و واقيهء او شود از مذمّت زبانها ، و ازو باز ستد هر چه باوقات او را داده بود يا هر [ 1 ] قيمت بزاق كه در آن كار خرج كرده بود و غلام را از هر چه داده بود معرّا كرد بعد از آن كه او را مركوب ساخته بود . و بفرمود تا او را از بهر سياط بر روى افكندند پس از آنكه او را از بهر لواط بر روى خوابانيده بود و روى در متاعش ماليده و بدندان مكيده و ليف ريش را جاروب تودهء ريگ نرمش ساخته و مادر و پدر را فداء او كرده و بدان جان عزيز پسر را بباد داده ! اينست سخا و مروّت و حرّيّت فتوّت نه آنچه از حاتم عرب روايتست و از سادات بنوا [ 2 ] عبد المطلب نقل كرده‌اند ! دور باد از خداى هر آنكه بدين سيرت از نفس خويش راضى شود و اين افعال مرور روزگار را گنج و ذخيره سازد . بكعبهء معظّم كه عروس وار بر منصّهء مكّه در حجلهء ديبا جلوه مىكند كه اين مرد ناكس‌ترست از آنكه از جيفهء مردگان مدفون دندان گيرد ، و خسيس‌تر از آنست كه طمع در ريسمانى كند كه گلوگير مصلوبى آمده باشد . اگر آن تنكيل كه با غلام مىكرد مرادش انتقامى بود ، چرا نه آن وقت كرد كه پسرش در قيد و ربقهء حيات بود و از ملك اختيار چيزى در دستش بود ؟ ! انتقام آنگه مىخواست كه دامن تدارك از دست شده بود و شمشير قضا كارگر آمده . آمدن بآبخور پس از نضوب چه سود ! و بعد از انقشاع ابر طمع باران داشتن محالست ، و چون ديوار بيفتاد بعد از آن گرد برخاستن ناممكن است ، و عورت زن را بپوشانيدن پس از آنكه منظور چشمهاى اجانب و محارم شد چه اثر از مستورى ماند ؟ آبى كه ريخته شد با كوزه نتوان برد .
هامش
[ 1 ] - نسخه : باهر ( بى نقطه ) [ 2 ] - چنين است « بنوا » با الف .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 470 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني