مىيافتند ، و از روضهء ايادى و عوارف ايشان مرتعى خصيب و مربعى انيق داشتند و بصلتهاى جزيل و تشريفات [ 1 ] جميل متحظّى مىشدند ، در رياض نعم [ 2 ] ايشان چون عندليب نواى خوش مىزدند يا چون سار بر كنار گلزار ترنّمى بنوا مىكردند بديع نبود [ 3 ] ، امروز كه باد قبول فضل راكد است [ 4 ] و آتش غيرت اكابر خامد ، و فضل فضول ، و مردم از اهل علم ملول ، و درخت صناعت نامثمر ، اگر نه اين حشاشهء مكرمت و بقيّهء اكابر [ 5 ] صاحب عادل سيّد الوزراء اطال اللّه اعمار المعالى به طول بقائه « 1 » هنروران [ 6 ] را دل باز مىدادى و برواج كار و نفاق بازار ايشان اهتزازى مىنمودى [ 7 ] رقم سواد بر بياض كشيدن حرام بودى و التفات بمخازن كتب محظور گشتى .
و اين ضعيف را در اثناء [ 8 ] و اطراء اين حضرت حفّها اللّه بالجلال « 2 » قرب دو هزار بيت نظم است كه اكثر آن در مجموعى كه به روضة الحزن مشهور است مسطور ، و بعضى در مجلّهاى [ 9 ] كه به شعلهء القابس موسوم است مرقوم و مزبور ، و اين يك قصيده كه در تهنيت قدوم مباركش بوقتى انشا كرده آمده است [ 10 ] تضمين كرده شد .
وثوق بكمال كرم و مكارم [ 11 ] مولوى صاحبى كبيرى سيّد الوزرائى [ 12 ] حاصل است كه رقم تجاوز برين هفوات و عثرات فرمايد كشيد [ 13 ] و ذيل عفو و مغفرت برين زلّات فرمايد پوشيد [ 14 ] و القصيدة هذه :
هامش
[ 1 ] - مب ، لد : و تشريفهاى
[ 2 ] - مب : نعيم
[ 3 ] - اس « بديع نبود » را ندارد و متن از نسخههاى مب و شع است
[ 4 ] - اس : فضل كدشت . متن از همهء نسخ ديگر است
[ 5 ] - چت ، چق : اكابر و اكارم . صو ، لد : بقيت اكارم
[ 6 ] - صو : صدر كبير مذكور هنروران
[ 7 ] - در « اس » : نمىدادى و نمىنمودى
[ 8 ] - شمع ، مب ، چت ، چق : ثناء
[ 9 ] - مب ، شع ، لد ، چت ، چق : مجلدى
[ 10 ] - صو : انشا افتادست
[ 11 ] - چت ، چق :
+ شيم
[ 12 ] - چت ، چق : + ادام اللّه معاليه
[ 13 ] - مب ، صو : فرمايد كشيدن
[ 14 ] - مب ، صو : زلات و مزلات فرمايد پوشيدن
( 1 ) اطال اللّه . . . : خداوند عمر بزرگىها را به درازى بقاى او طولانى كند ( يعنى با درازى عمرش ، بزرگوارىها و كرامتها نيز پايدار باشند ) .
( 2 ) حفها اللّه . . . : خداوند بارگاه او را با جلال و شكوه محاط گرداند .