و اين حسنه با سوابق ايادى و عواطف ، و سوالف عوايد و عوارف ، كه در مدّت عمر از ساحت جلال و سدّت انعام و افضال او يافتهام مضاف كردم و بنقل اين كتاب از تازى بپارسى مشغول شدم ، فى ربيع الاخر سنة ثلاث و ستّمائة [ 1 ] ، و اهل خبرت و معرفت دانند كه در لغت عجم مجال زيادتى [ 2 ] تأنّقى نيست .
و ابو النّصر عتبى [ 3 ] رحمه اللّه و تجاوز عن سيّئاته « 1 » در تقرير و تحرير اين كتاب سحر حلال نموده است و بدايع اعجاز ظاهر كرده . و اگر كسى از اوج آن فصاحت و رقّت آن عبارت [ 4 ] در حضيض اين ترجمه و ركاكت اين كلمه خواهد نگريست [ 5 ] جز فضيحت حاصلى نباشد ، و من ضعيف در موقف قصور و تقصير واقفم و در منزل عجز و تحيّر متوقّف ، و بقلّت بضاعت و قصور صناعت معترف ، امّا عذر از دو وجه ظاهر است : يكى آنكه نخواستهام كه بتكلّف و تنوّق مقاصد و معانى كتاب در حجاب اشتباه بماند و هر فهم بدان نرسد ، و دوّم آنكه عرصهء عربيّت فسحتى تمام و اتّساعى كامل دارد ، و اگر كسى مكتوبات اين ضعيف در نظم و نثر تازى مطالعت كرده باشد مگر آبى به روى كار باز آيد [ 6 ] و عيار [ 7 ] اين كلمات را صلاحى و عوار اين ترّهات را اصلاحى ظاهر گردد ، و معلوم شود كه اگرچه كودن پارسيم حرون است مركب تازيم خوش رو [ 8 ] است ، و اگر چه كسوت مهلهل عجمهام [ 9 ] خلق است حلّهء مفوّف [ 10 ] عربيّتم نيك نو است ، و اگر در زمان آل سامان و ايّام آل بويه كه روز بازار فضل و فضايل بود و غوّاصان ادب و هنر در درياى مروّت و فتوّت ايشان درّهاى ثمين و جواهر [ 11 ] نفيس
هامش
[ 1 ] - مب ، صو : جملهء عربى را ندارند
[ 2 ] - چت ، چق : زيادت
[ 3 ] - چت :
ابو نضر ( به ضاد معجمه )
[ 4 ] - مبب ، لد ، چت ، چق : عبارت و جزالت آن لفظ . صو : عبارت و جزالت آن بلاغت
[ 5 ] - صو : نگريد
[ 6 ] - مب : باز آرد
[ 7 ] - مب ، شع : عثار
[ 8 ] - صو : خوش رفتار
[ 9 ] - مب ، چق : عجميتم . لد ، چت : عجميهام
[ 10 ] - اس :
مرفوف . بقيهء نسخهها : مفوف
[ 11 ] - صو : و گهرهاى . لد ، چت ، چق : و جوهرهاى .
( 1 ) رحمه اللّه . . . : خدايش رحمت كند و از گناهانش در گذرد .